مبدا شناسى

مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ١٣٢

مساوى باشد (هر دو در فضا موجود بودند و بين آن دو هم مانعى نبود) لازمه‌اش وجود شباهت ميان آن دو و در نتيجه، تشبيه است؛ چرا كه ارتباط و اتصال ميان اسباب و مسبّبات، حتمى است (چون رؤيت با چشم مادى است پس بايد مرئى هم محسوس و مادى باشد).
امام (ع) در حديث مزبور برخى از شرايط ديدن با چشم را بيان فرموده و آن وجود فضا ميان بيننده و شى‌ء ديده شده است كه بدون آن و ديگر شرايط- مانند وجود روشنايى- ديدن غير ممكن است. و اين شرط در مورد خداوند راه ندارد؛ زيرا لازمه‌اش وجود شباهت و همسانى ميان بيننده و ديده شده است و آن قرار گرفتن هر كدام در جهت و مكان و وضعيت خاصى است تا هوا، ميان آن دو واسطه شود و اين به‌معناى شباهت خداوند با بيننده است در جسميّت و نياز داشتن به مكان كه خداوند از آن منزّه است. گذشته از آن، بدون اين شرط، نمى‌توان گفت خدا ديده مى‌شود؛ زيرا وجود مسبّب بدون سبب آن امكان ندارد. «١» ديدن خدا با چشم دل‌ منظور از «ديده شدن خداوند» كه در روايات نفى شده، ديدن با چشم ظاهر است، اما با مطالعه آيات و نشانه‌هاى حق در سراسر هستى، مى‌توان جمال جميل حق را با قلب و چشم دل مشاهده كرد.
محمد بن فُضَيل مى‌گويد: از امام رضا (ع) سؤال كردم كه آيا پيامبر اكرم (ص) پروردگارش را ديده است؟ فرمود: آرى، با قلبش. آيا نشنيده‌اى كه خداى عزّوجلّ مى‌فرمايد: «ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَاى» «٢» (قلب [پاك او] در آن چه ديد، هرگز دروغ نگفت) او خدا را با چشم سر نديد، ولى با چشم دل مشاهده كرد. «٣» يكى از خوارج از امام باقر (ع) سؤال كرد: چه چيز را مى‌پرستى؟ امام (ع) فرمود: خدا را.
او گفت آيا او را ديده‌اى؟ امام (ع) فرمود: