مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٤٩
درس ششم: شرك در مباحث اعتقادى به سه عنوان موحّد، كافر و مشرك برمىخوريم. انسان يا به وجود خداوند اقرار ندارد كه در اين صورت به او كافر مىگوييم؛ امّا در صورت اقرار، اگر خداوند را به يگانگى نيز بشناسد او را موحّد، و اگر در كنار خدا، شريكانى نيز براى او قرار دهد، او را مشرك مىناميم. البته برخى از مراتب شرك با ايمان قابل جمع نيست و آن شرك در ذات است كه آن را شرك جلىّ مىناميم و برخى از مراتب شرك همچون ريا، شرك خفى است كه با ايمان ظاهرى سازگار بوده و شخص را از جرگه مؤمنان خارج نمىكند. براى توضيح بيشتر اين مطلب، به شرح اقسام و مراتب شرك مىپردازيم:
١- شرك ذاتى اعتقاد به موجودات قديم ديگرى كه در عرض وجود خداى متعال بوده و استقلال در ذات داشته باشند شرك ذاتى است. كسانى كه به تثليث يا ثنويت رو آوردهاند توجه نكردهاند كه حق تعالى حقيقت محض و بى نهايتى است كه جايى براى وجود شريك باقى نمى گذارد در حالى كه اعتقاد به شرك ذاتى سبب محدوديت ذات حق مىشود.
خداوند متعال در مورد كسانى كه قائل به تثليث شدند فرموده است:
لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا انَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةِ وَ ما مِنْ الهٍ الَّا الهٌ واحِدٌ «١» آنها كه گفتند: «خداوند، يكى از سه خداست» به يقين كافر شدند؛ معبودى جز معبود يگانه نيست.