مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٧٠
مرحوم كلينى در كتاب شريف اصول كافى، بابى تحت عنوان «نهى از توصيف خداوند به غير آنچه او خود را به آن توصيف نموده» ذكر كرده و رواياتى نقل نموده كه از آنها توقيفى بودن اسماى خداوند استفاده مىشود. از جمله، از امام صادق (ع) نقل شده است كه براى يكى از يارانش چنين نوشت:
خدا تو را رحمت كند، بدان كه مذهب صحيح در توحيد همان صفاتى است كه در قرآن، براى خداوند متعال آمده است. پس بطلان و تشبيه را از خداوند نفى كن. نه نفى كردن صفات صحيح است و نه تشبيه؛ او خداوند ثابت موجود و بالاتر از توصيف وصفكنندگان است. و از قرآن تجاوز نكنيد كه پس از بيان قرآن و اتمام حجّت، گمراه خواهيد شد. «١» از امام موسى بن جعفر (ع) نقل شده است كه در نامهاى چنين نوشتند:
انَّ اللَّهَ اعْلى وَ اجَلُّ انْ يُبْلَغَ كُنْهُ صِفَتِهِ فَصِفُوهُ بِما وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ كُفُّوا عَمَّا سِوى ذلِكَ «٢» خداوند بالاتر و برتر از آن است كه به كُنْه صفتش رسيده شود. پس او را تنها به صفاتى توصيف كنيد كه خودش را توصيف كرده است و از غير آن خوددارى كنيد.
مرحوم طبرسى، نويسنده تفسير شريف مجمعالبيان، ذيل آيه شريفه «وَ لِلَّهِ الْاسْماءُ الْحُسْنى» مىنويسد: «اين آيه دلالت دارد بر اينكه جايز نيست خدا نامگذارى شود، جز به نامهايى كه او بر خودش نهاده است.» «٣» ولى مرحوم علّامه طباطبائى مىنويسد: در قرآن، هيچ دليلى بر توقيفى بودن اسماى خداوند متعال وجود ندارد، بلكه دليل بر عدم آن هست. اما آيه شريفه «وَ لِلَّهِ الْاسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذينَ يُلْحِدُونَ في اسْمائِهِ» «٤» كه بعضى به آن بر توقيفى بودن اسماى خدا استدلال كردهاند، استدلالشان وقتى صحيح است كه الف و لام در «الْاسْماء» براى