مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٦٩
درس نهم: اسماى الهى: امكان شناخت اسماى الهى منظور از اسماى الهى الفاظى است كه حاكى از ذات و يا صفات والاى خداوند بوده و انسانها به سبب آنها ذات حق را شناخته و قادر به خواندن او و طلب حوايج از درگاهش مىشوند. يكى از مباحث مطرح شده در اين زمينه اين است كه آيا اسماى الهى توقيفى است يا نه؟ به عبارت ديگر، به كار بردن اسمى درباره خداوند مشروط به اجازه شرع است و هيچكس نمىتواند خدا را به نامى بنامد و يا او را به صفتى توصيف نمايد، مگر به آنچه در كتاب و سنّت وارد شده است؛ زيرا آن اسم و صفت كه در مورد خدا به كار مىرود بايد بر معناى كمالى دلالت نموده و خالى از هرگونه نقص و محدوديت باشد. اما نامها و صفات ساخته فكر بشر، برگرفته از موجوداتى است كه همراه با نياز و نقص بوده و آميخته با مفاهيمى است كه از نقص و محدوديت آنها خبر مىدهد و خالى كردن معناى آنها از جهات و خصوصيات مادّى ممكن نيست و موجب دورى از طريق معرفت او و گرفتار شدن در پرتگاه شرك و تشبيه مىگردد. گاه نيز چنين استدلال كردهاند كه نامگذارى فرع بر معرفت و شناخت بوده و معرفت، فرع بر ادراك است. و از آنجا كه ذات و صفات او براى ما قابل درك نيست، پس تنها راه براى به كار بردن نامى بر ذات پاك او، خود اوست و نمايندگان او. «١» از اين رو، بين دانشمندان و صاحبنظران چنين مشهور است كه «اسماى خداوند توقيفى است.» مبدا شناسى ٧٥ درس دهم: علم خداوند