مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ١١٢
خير نيست و ناكامى موقّت نيز در صورتى كه فرجام نيك و سازنده داشته باشد، شرّ بهحساب نمىآيد. قرآن مجيد مىفرمايد:
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى انْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى انْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَ انْتُمْ لا تَعْلَمُونَ «١» جهاد در راه خدا بر شما مقرّر شد، درحالىكه برايتان ناخوشايند است. چهبسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حال آنكه خير شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرّ شما در آن است. و خدا مىداند و شما نمىدانيد.
حضرت على (ع) مىفرمايد:
وَ ما شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ وَ ما خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ كُلُّ نَعيمٍ دُونَ الْجَنَّةِ مَحْقُورٌ وَ كُلُّ بَلاءٍ دُونَ النَّارِ عافِيَةٌ «٢» شرّى كه پس از آن بهشت باشد، شرّ نيست و خيرى كه پس از آن آتش دوزخ باشد، خير نمىباشد. هر نعمتى جز بهشت حقير و ناچيز است و هر بلايى جز آتش دوزخ عافيت مىباشد.
بنابراين، هر حادثه و پديدهاى كه از خالق حكيم صادر مى شود، نيك است و اگر بر خلاف ميل و رضاى ما بود يا اسرار آن را نيافتيم، نمى توانيم به شرّ بودن آن حكم كنيم. «٣» ب- شرّ مطلق وجود ندارد: خير و شرّ بودن يك موجود يا يك حادثه نسبى است.
ممكن است چيزى براى كسى خير و براى ديگرى شرّ باشد، يا براى تمام انسانها خير و نسبت بهنوعى از حيوانات، شرّ باشد.
اعتقاد ما بر اين است كه در جهان، چيزى كه «شرّ مطلق» بوده و هيچ خيرى در آن نباشد، وجود ندارد. به هر حال، براى داورى نهايى، بايد مجموعه آثار هر پديده را در كلّ جهان و در مجموعه محيط ها و زمانهاى گذشته، حال و آينده در نظر بگيريم.