مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ١٣٠
دوم: يكى از لوازم و خصوصيات هر جسمى، محدوديت از نظر زمان و مكان است.
براى مثال، دو جسم در يك زمان نمىتوانند يك مكان را اشغال كنند و اين نشانه محدوديت است. از سوى ديگر، اجسام همواره در حال تغيير و دگرگونى و در معرض حوادث هستند؛ بدين معنا كه يا فاقد كمالى هستند و از نقص به سوى كمال مىروند و يا كمالى را از دست مىدهند و رو به نقص مىروند در حالى كه وجود خداوند، ذات نامحدود و بىپايانى است كه نه مىتوان او را در زندان زمان و مكان محصور كرد، نه هرگز فاقد كمالى بوده تا بخواهد آن را بيابد و نه كمالى را از دست مىدهد. پس او جسم نيست. «١» قرآن مجيد مىفرمايد:
هُوَ اللَّهُ الَّذى لا الهَ الَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ «٢» او خدايى است كه معبودى جز او نيست، مالك بوده و از هر عيب منزّه است، به كسى ستم نمىكند، امنيّت بخش است، مراقب همهچيز مىباشد، قدرتمندى شكستناپذير كه با اراده نافذ خود هر چيز را اصلاح مىكند و شايسته عظمت است. خداوند منزّه است از آنچه براى او شريك قرار مىدهند.
امام صادق (ع) در تعليل نفى جسميّت خداوند، فرمود:
انَّ الْجِسْمَ مَحْدُودٌ مُتَناهٌ وَالصَّورَةُ مَحْدُودَةٌ مُتَناهِيَةٌ فَاذَا احْتَمَلَ الْحَدَّ، احْتَمَلَ الزِّيادَةَ وَ النُّقْصانَ وَ اذَا احْتَمَلَ الزِّيادَةَ وَالنُّقْصانَ كانَ مَخْلُوقاً. قالَ: قُلْتُ فَما اقُولُ؟ قالَ: لا جِسْمَ وَ لا صُورَةَ وَ هُوَ مُجَسِّمُ الْاجْسامِ وَ مُصَوَّرِ الصُّوَرِ، لَمْ يَتَجَزَّأْ وَ لَمْ يَتَناهَ وَ لَمْ يَتَزايَدْ وَ لَمْ يَتَناقَصْ «٣» جسم، محدود و پايانپذير و صورت نيز محدود و داراى نهايت است. پس هرگاه در وجود خدا، حدّ و مرز راه يابد، در اين صورت، دگرگونى و تحوّل به كمى و زيادى در ذات او راه پيدا