مبدا شناسى

مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٢٦

را اثبات مى‌نماييم و آيا نتيجه تعدّد صفات، تركيب ذات پاك خداوند با اين صفات گوناگون است؟
در پاسخ، بايد گفت: هر چند خداوند ذات بسيطى است كه هيچ‌گونه تكثّرى در آن راه ندارد، اما عقل انسان با توجه به نوعى از كمال كه آن را درك مى‌كند، آن را با قيد «نامتناهى» به خدا نسبت مى‌دهد و به دليل همين محدوديت عقلى ماست كه صفات متعدد را به خداوند نسبت مى‌دهيم، و گرنه در عالم خارج، صفاتى متعدد و جدا از ذات خداوند وجود ندارد و اين جدايى تنها در عالمِ مفهوم است. امام صادق (ع) در توصيف خداوند، مى‌فرمايد:
رَبُّنا نُورِىُّ الذَّاتِ، عالِمُ الذَّاتِ، صَمَدِىُّ الذَّاتِ «١» پروردگار ما ذاتش سراپا نور است، تمام ذاتش عالم است، تمام ذاتش صمد است.
نظريه جدايى صفات خدا از ذات او يكى از ديدگاه‌ها درباره صفات ذات خدا، نظريه گروهى به‌نام اشاعره (پيروان ابوالحسن اشعرى) است كه گفته‌اند: صفات الهى چيزى خارج از ذات اويند همواره ملازم با ذات خدا بوده و همانند او، قديم و ازلى‌اند.
اينان معتقد به «قدماى هشت‌گانه» شده‌اند كه عبارت است از: ذات الهى، به اضافه هفت صفت ذاتى و قديم ديگر.
نقد اين نظريه‌ يكى از اشكالات وارد بر نظريه اشاعره اين است كه اگر هر يك از صفات الهى داراى مصداق‌هايى خارج از ذات الهى و بى‌نياز از آفريننده فرض شوند، در اين صورت، قديم و واجب بالذّات، منحصر به ذات خداوند نمى‌باشد و بايد به جاى يك قديم ازلى، معتقد به هشت واجب و قديم گرديد. و اين با توحيد ذات سازگارى ندارد و موجب شرك در ذات است كه هيچ مسلمانى نمى‌تواند به آن ملتزم گردد.