مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٧٤
خلاصه درس توقيفى بودن اسماى الهى به معناى آن است كه بهكار بردن هر اسمى درباره خداوند مشروط به اجازه شرع بوده و بايد در كتاب و سنّت وارد شده باشد و اين چيزى است كه احتياط در دين آن را اقتضا مىكند.
نامهاى نيك در انحصار خداوند بوده و همه نامهاى او جزو اسماى حسنى است؛ چرا كه نامهاى خداوند حكايت از صفات او مىكند و او مبدأ همه كمالات و صفات نيك مىباشد و هر كمالى از فيض وجود او سرچشمه مىگيرد.
اسم اعظم خداوند اسمى است كه هر كس خدا را به آن بخواند دعايش مستجاب مىشود، اما صرف حروف و الفاظ يك كلمه يا جمله نيست كه داراى اثر است، بلكه شرط رسيدن به اسم اعظم، تقوا، پاكى و حضور قلب گوينده و توجه خاص او به خدا و قطع اميد او از غير خداست، تا در سايه درك اين مفاهيم و تخلّق بهمعناى آنها، به درجهاى از قرب الهى راه يابد كه دعايش مستجاب گردد و يا بتواند با اذن خدا، در موجودات بهصورت تكوينى، تصرّف نمايد.
پرسش ١- مقصود از توقيفى بودن اسماى الهى و دليل آن چيست؟
٢- نظر نهايى در زمينه توقيفى بودن اسماى الهى را بنويسيد.
٣- آيا اسماى حسناى خداوند قابل شمارش است؟
٤- اسم اعظم الهى كدام است و شرط تأثير آن چيست؟