مبدا شناسى

مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٣٣

چون بسط و گسترش ابر در آسمان را از خدا مى‌داند، در حالى كه اگر باد در حركت ابرها مؤثّر است، در بسط و گسترش آنها نيز مؤثّر مى‌باشد. و اين به‌معناى آن است كه عوامل طبيعى در طول مشيّت و اراده الهى قرار دارند و هر موجودى هر خاصيت و اثرى دارد از او بوده و تأثير استقلالى و افاضه وجود مخصوص خداست.
تحليلهاى نادرست در توحيد افعالى‌ دو گروه كه از درك و تبيين معناى صحيح توحيد افعالى عاجز مانده‌اند در تحليل آن، راه افراط و تفريط طى كرده و هر كدام به طريقى، دچار انحراف از صراط مستقيم توحيد گرديده‌اند. اينك به بيان و نقد اين دو نظريه مى‌پردازيم:
١- ديدگاه اشاعره‌ اين گروه، وجود هر گونه تأثير و عليت را در ميان پديده‌ها و موجودات عالم انكار كرده و معتقدند كه هرجا پاى تأثير و ايجاد به بيان آيد، مؤثّر و پديدآورنده بدون واسطه آن خداست.
آنان در اين مورد، اصطلاح خاص و معروفى به‌نام «عادة اللّه» را مطرح نموده، مى‌گويند:
عادت الهى بر اين جارى شده كه در شرايط خاصى، پديده معيّنى را به‌وجود آورد، وگرنه اسباب و شرايط هيچ تأثيرى در پيدايش آن ندارند. به‌عنوان مثال، اگر آتش مى‌سوزاند، سوزاننده اصلى، خداست. اما عادتش چنين است كه وقتى آتش- بر فرض- با دست انسان تماس پيدا كند، خداوند به‌طور مستقيم، سوختن را در دست او مى‌آفريند. آنان به‌دنبال اين اعتقاد خود، گرفتار انحراف بزرگ ديگرى شده و افعال و اعمال انسان را نيز مخلوق خدا دانسته و دچار مسلك «جبر» شده‌اند.
بى‌پايگى نظريه اشاعره از آن‌چه پيش از اين بيان شد، روشن مى‌گردد؛ زيرا «اصل تأثيرگذارى علل طبيعى» مورد پذيرش قرآن است و آن‌چه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه هيچ موجودى هيچ‌گونه استقلالى نداشته و در تأثيرگذارى خود تحت فرمان و اراده خداوند است.