مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٧٢
نمىتوان اسماى حسناى خداوند را به شمارش درآورده و آن را به عدد معيّنى محدود كرد؛ چرا كه نامهاى خداوند از كمالات او خبر مىدهد و همانگونه كه كمالات او بىنهايت است، نامهاى او نيز نامتناهى است، هر چند درك ما از كمالات و نامهاى او متناهى است.
آنچه در آيات قرآن كريم از نامهاى خداوند ذكر شده تعداد يكصد و بيست و هفت اسم «١» و يا طبق برخى روايات، نود و نه اسم است. «٢» البته ذكر اين تعداد به عنوان اسما و صفات نيك الهى كه داراى ويژگى و اهميت بيشترى است مورد تأكيد قرار گرفته و هيچگاه دليل بر انحصار اسما و صفات الهى در همين تعداد نيست. دليل آن نيز اين است كه مثلًا در دعاى جوشن كبير، به يك هزار نام از نامهاى مقدس الهى اشاره شده است. «٣» اسم اعظم الهى در روايات بسيارى، موضوع «اسم اعظم خداوند» مورد اشاره قرار گرفته و اينكه هر كس خدا را با اسم اعظمش بخواند، دعايش مستجاب مىگردد و هر چه از خدا بخواهد، به او مىدهد. در ذيل روايتى از رسول خدا (ص) نقل شده كه فرمود:
وَالَّذى نَفْسى بِيَدِهِ، لَقَدْ سَأَلَ اللَّهَ بِاسْمِهِ الْاعْظَمِ الَّذى اذا سُئِلَ بِهِ اعْطاهُ وَ اذا دُعِىَ بِهِ اجابَ «٤» قسم به كسى كه جانم به دست اوست، او خدا را به اسم اعظمش خواند، همان اسمى كه هرگاه بهوسيله آن، چيزى از خدا بخواهند، عطا مىكند و اگر او را به آن بخوانند اجابت مىنمايد.
اما در مورد اين كه كدام يك از نامهاى خداوند «اسم اعظم» است، روايات متعدد و متفاوتى ذكر شده و اين تفاوت ممكن است به دليل تعدّد اسماعظم باشد. امام صادق (ع) فرمود:
اسم اعظم خداوند در سوره حمد پراكنده است. «٥»