مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٨١
١- نامتناهى بودن ذات خداوند با توجه به بحثهاى گذشته، درمىيابيم كه فرق اساسى موجودات اين جهان با آفريدگار هستى اين است كه آنها از هر نظر، محدود و او از هر حيث بىنهايت و نامحدود است؛ يعنى، حد و مرزى بر وجودش نيست، هيچ مكان و زمانى از او خالى نمىباشد و هستى او مافوق زمان و مكان است. پس بر ظاهر و باطن همه مخلوقات احاطه و علم دارد. از طرف ديگر مانع علم، يا حجابهاى مادّى و يا محدوديّت وجودى است، درحالى كه هيچيك از اينها در مورد خداوند وجود ندارد، بلكه همه هستى نزد او حاضر است و علم، چيزى جز حضور معلوم نزد عالم نيست. حضرت على (ع) مىفرمايد:
لَمْ يَعْزُبْ عَنْهُ خَفِيَّاتُ غُيُوبِ الْهَوى وَ لا غَوامِضُ مَكْنُونِ ظُلَمِ الدُّجى وَ لا فِى السَّمواتِ الْعُلى وَ الْارْضينَ السُّفْلى ... وَالُمحيطُ بِما احاطَ مِنْها «١» پنهانىهاى هواهاى نفسانى كه از درك انسانها مخفى (و در سينهها پنهان) است و پوشيدههاى پنهان در تاريكى شب و آنچه را در آسمانهاى بالا و زمينهاى پايين است، هيچكدام از علم خدا مخفى نيست ... و بر همه هستى احاطه دارد.
٢- نظام دقيق آفرينش در برهان نظم، دانستيم كه نظم واحد و ثابتى بر سراسر جهان آفرينش گسترده و قوانين دقيق، پيچيده و حسابشدهاى بر تمامى موجودات عالم حاكم است و اين نظام حيرتانگيز گواه روشنى بر علم و آگاهى آفريدگار آن مىباشد؛ زيرا ممكن نيست خالق اين جهان پر از نظم و دقّت و شگفتى، خود عالم نباشد و اين همه اسرار و شگفتىها از موجود بىعلم بهوجود آمده باشد.
و از آنجا كه ارتباط موجودات با مبدأ آفرينش نه فقط در آغاز، كه درتمام طول حيات آنان برقرار است، علم او نسبت به همه اشيا و در هر حال و هر زمان و مكان، ثابت مىگردد.
قرآن كريم مىفرمايد: