مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٧٧
وجودى خداوند نسبت به همه چيز، چيزى از محضر او غايب نيست. اما «علم حصولى»، كه از راه حواس و انعكاس صورت موجودات در ذهن پيدا مىشود، در مورد خداوند معنا ندارد؛ زيرا اين از خصوصيات موجودات مادّى است. قرآن مىفرمايد:
وَ ما تَكُونُ فى شَأْنٍ وَ ما تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ الَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً اذْ تُفيضُونَ فيهِ وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِى الْارْضِ وَ لا فِى السَّماءِ وَ لا اصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَ لا اكْبَرَ الَّا فى كِتابٍ مُبينٍ «١» در هيچ حالى نيستى و هيچ قسمتى از قرآن را تلاوت نمىكنى و هيچ عملى را انجام نمىدهيد، مگر اينكه ما شاهد بر شما هستيم، در آن هنگام كه وارد آن مىشويد. و هيچ چيز در زمين و آسمان از پروردگارت مخفى نمىماند، به اندازه سنگينى ذرّهاى و نه كوچكتر از آن و نه بزرگتر از آن، مگر اينكه (همه آنها) در كتاب مبين ثبت است.
تعبير به «شُهود»- جمع شاهد- بهمعناى حاضر و ناظر و نيز كلمه «يَعزُبُ» از مادّه «عُزُوب» بهمعناى دورى، كنارهگيرى و غايب شدن، اشاره به حقيقت علم خداوند دارد كه همان «علم حضورى» است. «٢» حضرت على (ع) مىفرمايد:
قَدْ عَلِمَ السَّرائِرَ وَ خَبَرَ الضَّمائِرَ، لَهُ الْاحاطَةُ بِكُلِّ شَىْءٍ وَالْغَلَبَةُ لِكُلِّ شَىْءٍ وَالْقُوَّةُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ «٣» او دانا به همه اسرار و با خبر از همه ضميرها و پنهانهاست، داراى احاطه و غلبه و قدرت بر هر چيز است.
جلوههايى از علم خداوند شمارش مصداقها و نمونههاى علم خداوند غير ممكن است؛ زيرا او نسبت به همه چيز