مبدا شناسى

مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٧١

عهد باشد و مراد از الحاد در اسماء، تعدّى از اسماى معيّن خدا و اضافه كردن اسم‌هايى باشد كه از طريق نقل نرسيده، ولى اين‌دو نظر مورد قبول ما نيست. آن‌گاه مى‌افزايد: آنچه گفتيم از نظر بحث تفسيرى است، اما از نظر فقهى، آن‌چه احتياط در دين اقتضا مى‌كند اين است كه در نام‌گذارى به آن‌چه از طريق نقل رسيده اكتفا شود. «١» به هر حال، همان‌گونه كه در درس گذشته بيان گرديد، آن‌چه از آيات و روايات استفاده مى‌شود آن است كه بايد در توصيف خداوند، از قرآن كريم الهام گرفت و از آن پيروى نمود و هرگز از اصول تعليمات آن جدا نگرديد. و اين غير از محدود بودن اسما و صفات خدا به آن چيزى است كه در قرآن آمده است. اما همان‌گونه كه بزرگان گفته‌اند، انتخاب نام‌هايى براى خداوند، غير از آن‌چه در كتاب و سنّت آمده، خلاف احتياط است.
اسماى حسناى الهى و تعداد آنها در آيات متعددى از قرآن كريم، از نام‌هاى خداوند به «اسماى حُسنى‌» تعبير نموده، مى‌فرمايد: «وَ لِلَّهِ الْاسْماءُ الْحُسْنى‌» «٢» «وَ لَهُ الْاسْماءُ الْحُسْنى‌» «٣» براى خدا نام‌هاى نيكى است.
اين تعبير از يك سو، به‌معناى انحصار نام‌هاى نيك در خداوند بوده و از سوى ديگر، به معناى آن است كه همه نام‌هاى خداوند جزو «اسماى حسنى‌» است؛ زيرا نام‌هاى خداوند حكايت از صفات او مى‌نمايد و او مبدأ همه كمالات و صفات نيك بوده و كمال مطلق است و هر كمالى به‌طور حقيقى و اصالتاً متعلق به اوست و ديگران هر چه دارند از فيض وجود اوست.
بنابراين، هر نام نيكويى براى اوست و همه نام‌هاى او نيز نيكوست، چه نام‌هايى كه حكايت از كمال ذات مى‌نمايد (مانند عالم و قادر) و يا از عدم وجود هرگونه نقص در آن ذات بى‌مثال خبر مى‌دهد (مانند قدّوس) و يا از افعال او حكايت مى‌كندكه فيض وجود را از جهات گوناگون منعكس مى‌سازد (مانند رحمان، رحيم، خالق و مدبّر) با اين وصف،