مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٥٩
ولى خداوند چون صفاتش عين ذات اوست و محا مبدا شناسى ٦٤ ٢ - موجودات هستى؛ آيينه صفات الهى ص : ٦٤ ط به چيزى نيست، كيفيت ندارد)، ولى به ناچار، خداوند از جهت تعطيل و تشبيه خارج است؛ زيرا كسى كه او را نفى مىكند (نظريه تعطيل) منكرش گشته و ربوبيتش را ردّ كرده و او را ابطال نموده است. و هر كس او را به چيز ديگرى تشبيه كند، صفت مخلوق ساختهشدهاى را، كه سزاوار ربوبيت نيست، برايش ثابت كرده است. ولى چارهاى نيست از اينكه بايد كيفيتى را براى او اثبات نمود كه ديگرى سزاوار آن نيست و با او در آن شريك نبوده و كسى جز او به آن احاطه و علم پيدا نمىكند.
٢- نظريه تشبيه در مقابل نظريه تعطيل، ديدگاه كسانى قرار دارد كه راه افراط را پيموده و در «شناخت صفات خدا» در گرداب «تشبيه» فرو رفته و در پرتگاه كفر و شرك سقوط كردهاند.
اين گروه خدا را همانند موجودات ديگر، داراى شكل و شمايل خاصى پنداشته و با مقايسه صفات خداوند ازلى و ابدى، با صفات مخلوقات محدود و متناهى، خدا را در زندان مادّه محصور نموده و با انديشه ناقص خود، صفات و افعال او را به آفريدههايش تشبيه كردهاند.
گروهى از آنان خدا را داراى جسمى همانند انسان، كه داراى دست و پا، صورت و مانند آن است، پنداشته و او را داراى صفات انسانى مىدانند كه حتى قابل ديدن است و داراى مكان مىباشد و حالاتى بر او عارض مىشود.
نقد نظريّه تشبيه بطلان و خرافى بودن اين نظريه كاملًا آشكار است؛ زيرا قرآن كريم و روايات، خدا را از هرگونه شبيه، مثل، مانند، نظير و همتا پاك دانسته و ذات اقدسش را از هر نوع صفت ضعف و نقص پيراسته شمرده است. حضرت على (ع) مىفرمايد:
كَذَبَ الْعادِلُونَ بِكَ اذْ شَبَّهُوكَ بِاصْنامِهِمْ وَ نَحَلُوكَ حِلْيَةَ الَمخْلُوقينَ بِاوْهامِهِمْ وَ جَزَّأُوكَ تَجْزِئَةَ الُمجَسِّماتِ بِخَواطِرِهِمْ وَ قَدَّرُوكَ عَلَى الْخِلْقَةِ الُمخْتَلِفَةِ الْقُوى بِقَرائِحِ عُقُولِهِمْ وَ اشْهَدُ انَّ مَنْ ساواكَ بِشَىْءٍ مِنْ خَلْقِكَ فَقَدْ عَدَلَ بِكَ وَالْعادِلُ بِكَ كافِرٌ «١»