مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٥٧
درس هفتم: اسما و صفات الهى پس از اثبات وجود خدا، يكى از مسائل مهم كه دقت لازم را مىطلبد، «شناخت اسما و صفات خدا» است؛ زيرا «اسم» براى تعيين و تشخيص موجودات، و «صفت» بهعنوان نشانه و علامتى براى معرفى موصوف و بيان خصوصيت و چگونگى آن به كار مىرود. «١» اين در حالى كه ذات خداوند وجودى نامحدود مىباشد كه «هيچ چيز همانند او نيست» «٢» و هيچ يك از خصوصيات و صفات مخلوقاتش در او راه ندارد.
از اين رو، نخستين مسألهاى كه مطرح است امكان شناخت اسما و صفات الهى است كه آيا عقل و انديشه بشر مىتواند از پيش خود، بفهمد كه ذات خداوند داراى چه صفاتى هست و داراى چه صفاتى نيست؟ و در صورت امكان شناخت، حدود صفاتى را كه مىتوان به او نسبت داد كدام است؟
نظريات و ديدگاههاى مختلفى در اين زمينه وجود دارد كه بعضى مسير افراط و برخى راه تفريط پيمودهاند. ما پس از نقد و بررسى هر يك، به طرح و اثبات ديدگاهى كه موافق عقل و مورد تأييد پيشوايان معصوم (ع) است، مىپردازيم:
١- نظريه تعطيل گروهى معتقدند كه انسان نسبت به اصل وجود مبدأ و خالق هستى مىتواند شناخت پيدا كند، اما عقل در زمينه چگونگى صفات و خصوصيات آن سرچشمه هستى، به هيچگونه آگاهى و معرفتى راه نمىيابد.