مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٣٥
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شريكٌ فِى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً «١» بگو سپاس خدايى را كه فرزندى نگرفت و براى او در فرمانروايى شريكى نيست و براى او ياورى به دليل ناتوانى نيست و او را بزرگ و برتر بدان.
بنابراين، اگر علل و اسباب در تأثير و ايجاد مستقل باشند، لازم مىآيد كه تأثيراتشان خارج از مُلك خدا باشد اين آيه شريفه اين را نفى مىكند.
امام رضا (ع) مىفرمايد:
... مَنْ زَعَمَ انَاللَّهَ يَفْعَلُ افْعالَنا ثُمَّ يُعَذِّبُنا عَلَيْها فَقَدْ قالَ بِالْجَبْرِ وَمَنْ زَعَمَ انَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فَوَّضَ امْرَالْخَلْقِ وَالرِّزْقِ الى حُجَجِهِ (ع) فَقَدْ قالَ بِالتَّفْويضِ، فَالْقائِلُ بِالْجَبْرِ كافِرٌ وَالْقائِلُ بِالتَّفْويضِ مُشْرِكٌ ... «٢» هر كس گمان كند كه خدا كارهاى ما را انجام مىدهد، آنگاه ما را بر آنها عذاب مىكند، معتقد به جبر گرديده است و هر كس پندارد كه خدا كار خلق و روزى را به حجّتهاى خود واگذار نموده، معتقد به تفويض شده است. معتقد به جبر، كافر و معتقد به تفويض، مشرك است.
اين حديث شريف، بطلان نظريه هر دو گروه (اشاعره و معتزله) را بيان نموده و جبر و تفويض را موجب كفر و شرك دانسته است.