مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٣٤
حضرت امام رضا (ع) در نامهاى به يكى از ياران خود چنين مىنويسد:
قالَ اللَّهُ يَابْنَ آدَمَ، بِمَشِيَّتي كُنْتَ انْتَ الَّذي تَشاءُ لِنَفْسِكَ ما تَشاءُ وَ بِقُوَّتى ادَّيْتَ الَىَّ فَرائِضي وَ بِنِعْمَتى قَوَيْتَ عَلى مَعْصِيَتي جَعَلْتُكَ سَميعًا بَصيرًا قَويًّا «١» خداوند فرموده است: اى فرزند آدم، تو آن كسى بودى كه با مشيّت و خواست من، خواستى براى خود آنچه را كه خواستى و با نيروى من، واجبات مرا انجام دادى و با نعمت من بر نافرمانيم توان پيدا كردى؛ زيرا من تو را شنوا و بينا قرار دادم.
در اين روايت، بر اين مطلب تأكيد شده كه انسان در انجام واجبات و يا گناهان و ديگر كارهايش، داراى اراده و اختيار مىباشد و در عين حال، همان اراده و نيرو نعمتى است كه خدا به انسان ارزانى فرموده است.
٢- ديدگاه معتزله اين گروه مىگويند: موجودات و بهخصوص انسان، اصل وجود و هستىشان از خداست، اما در انجام كار و تأثير خود، نوعى استقلال دارند. به عنوان مثال، معتقدند كه خداوند بعضى از انبيا و اوليا را آفريده و خلقت را به آنها واگذار كرده و در نتيجه، تأثير فاعلها و سببها به خود آنها تفويض شده است. افعال اختيارى انسان نيز از دايره فاعليت خداوند خارج بوده و او به خود وانهاده شده است.
اين نظريه نيز مردود است. بزرگترين نقطه انحراف اين ديدگاه، گرفتار شدن بهنوعى شرك مىباشد؛ زيرا اعتقاد به استقلال علل و اسباب در تأثير و سببيّت و انسان را به صورت يك فاعل به خود وانهاده شده معرفى كردن و در نتيجه، به جاى يك فاعل مستقل، به ميليونها فاعل مستقل معتقد شدن و شريكهايى براى خدا در فعل انديشيدن، نوعى شرك خفى بوده و انسان و ديگر علل و اسباب را «خالق كوچك» و خدا را «خالق بزرگ» پنداشتن است و اين با صريح آيات قرآن منافات دارد. قرآن كريم مىفرمايد: