مبدا شناسى

مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٣١

حضرت على (ع‌ مبدا شناسى ٣٦ خلاصه درس ص : ٣٦ ) مى‌فرمايد:
الْمُنْشِى‌ءُ اصْنافَ الْاشْياءِ بِلا رَوِيَّةِ فِكْرٍ آلَ الَيْها وَ لا قَريحَةِ غَريزَةٍ اضْمَرَ عَلَيْها وَ لا تَجْرِبَةٍ افادَها مِنْ حَوادِثِ الدُّهُورِ وَ لا شَريكٍ اعانَهُ عَلَى ابْتِداعِ عَجائِبِ الْامُورِ «١» (خداوند) ايجاد كننده انواع مخلوقات است، بدون اينكه نياز به كار گرفتن انديشه و تفكر باشد و بى‌آنكه پيش از آن، تصور كند، سپس بيافريند و بى‌تجربه و آزمايشى كه از پيش‌آمدهاى روزگار استفاده كند و بى‌شريك و همتايى كه او را در آفريدن مخلوقات شگفت‌آور كمك و همراهى نمايد.
نقش علل طبيعى در جهان‌ با توجه به آنچه درباره توحيد افعالى بيان شد و اينكه تمامى افعال و حركت‌ها در جهان هستى مستند به خداوند است، اكنون اين سؤال مطرح مى‌شود كه نقش علل و عوامل طبيعى در جهان چيست؟ بدون شك، در جهان آفرينش، به يك رشته علل طبيعى برمى‌خوريم كه داراى آثار ويژه‌اى هستند؛ مانند: درخشندگى خورشيد، برندگى‌شمشير، سوزندگى آتش، درمان بخشيدن داروها و نيز خود انسان كه علت و مبدأ كارها و حوادث بسيارى است. راستى، رابطه اين اسباب با فاعليت و علّيت خداوند در نظام هستى چيست؟ و آيا اعتقاد به «فاعليت مطلق خداوند» به‌معناى نفى قانون «عليّت» نيست؟
پاسخ اين سؤال از آنچه تاكنون بيان شد، روشن مى‌گردد؛ زيرا «توحيد افعالى» به اين معنا نيست كه خداوند به‌طور مستقيم و بدون واسطه سبب و علّتى، پديده‌اى ايجاد كند و خود جانشين تمام علل و اسباب گردد، بلكه بدين معناست كه خداوند از طريق آفريدن اسباب و علل مادّى و غير مادّى، به اشيا هستى مى‌بخشد. و او تنها خالق اصيل، مستقل و قايم به ذات است و علّيت و تأثير غير او پيوسته به اذن و فيض مستمرّ او صورت مى‌گيرد.
به بيان ديگر، عليّت خداوند در طول اسباب و مسبّبات جهان هستى است، نه در