مبدا شناسى

مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٢٤

لَمْ يَزَلِ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ رَبُّنا وَالْعِلْمُ ذاتُهُ وَ لا مَعْلُومَ وَالسَّمْعُ ذاتُهُ وَ لا مَسْمُوعَ وَالْبَصَرُ ذاتُهُ وَ لا مُبْصَرَ وَالْقُدْرَةُ ذاتُهُ وَ لا مَقْدُورَ ... «١» پيوسته خداى ما عالم و علم او عين ذاتش بوده، با اين‌كه معلومى (جهان) نبود و شنوايى و بينايى و توانايى عين ذات او بود، هر چند چيزى از شنيدنى‌ها و ديدنى‌ها و آنچه متعلّق قدرت قرار گيرد، وجود نداشت.
دلايل اتحاد ذات خدا با صفات او:
١- كمال مطلق و نامحدود بودن ذات حق‌ خداوند وجودى نامحدود و بى‌نهايت از هر جهت است از اين رو، هيچ صفت كمالى بيرون از ذات او وجود ندارد و هر چه هست، در ذات او جمع است. و اگر صفات ما همانند علم و قدرت، زايد بر ذات ما هستند، دليل آن محدوديت ماست كه روزى فاقد آنها و روزى دارنده آنها هستيم و نيز هر يك از صفات علم و قدرت در وجود ما جداى از يكديگرند؛ چرا كه قدرت مربوط به جسم و علم مربوط به روح ماست. اما در ذات نامحدود خداوند، كه كمال مطلق مى‌باشد و دومى براى او قابل تصوّر نيست، هيچ صفتى خارج از آن نمى‌توان تصوّر كرد.
حضرت على (ع) در نفى صفات زايد بر ذات خداوند مى‌فرمايد:
مَنْ وَصَفَهُ فَقَدْ حَدَّهُ وَ مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ وَ مَنْ عَدَّهُ فَقَدْ ابْطَلَ ازَلَهُ وَ مَنْ قالَ كَيْفَ فَقَدِ اسْتَوْصَفَهُ وَ مَنْ قالَ ايْنَ فَقَدْ حَيَّزَهُ، عالِمٌ اذْ لا مَعْلُومَ وَ رَبٌّ اذْ لا مَرْبُوبَ وَ قادِرٌ اذْ لا مَقْدُورَ «٢» كسى كه او را (به صفات زايد بر ذات) توصيف نمايد، او را محدود دانسته و كسى كه او را محدود داند، او را شمارش كرده و كسى كه او را شمارش كند، ازلى بودن او را ابطال نموده و