مبدا شناسى

مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ٢٢

خلاصه درس‌ توحيد مهم‌ترين اصل خداشناسى و زيربناى تعليمات همه اديان آسمانى، به‌ويژه اسلام، است.
يكى از معانى توحيد ذاتى آن است كه خداوند يگانه و بى‌همتاست، هيچ شبيه و مانندى ندارد و داراى وحدتى از نوع «وحدت حقّه حقيقيّه» است. بدين معنا ذات او حقيقتى است عينى كه هيچ‌گونه تعدّد و كثرت در آن راه ندارد و نمى‌توان فرد ديگرى براى او تصوّر كرد.
علاوه بر گواهى فطرت بر يكتايى ذات خداوند، دليل ديگر بر توحيد ذاتى، نامحدود بودن و قيد و شرط نداشتن وجود خداوند است؛ زيرا در «هستى مطلق و نامحدود»، تصور دوگانگى غير ممكن است.
معناى ديگر توحيد ذاتى بسيط بودن ذات خداوند و پيراستگى او از هر نوع تركيب از اجزاى خارجى و عقلى است.
دليل نفى تركيب از اجزاى خارجى، نياز موجود مركّب به اجزاى خود مى‌باشد كه با «غنّى مطلق» بودن خداوند سازگارى ندارد. تركيب شدن از اجزاى عقلى به عنوان «ماهيّت» و «وجود» نيز در ساحت قدس الهى راه ندارد؛ زيرا وجود او «وجود صرف» و «هستى مطلق» است و عقل نمى‌تواند هيچ ماهيتى را به او نسبت دهد.
پرسش‌ ١- معناى «وحدت حقّه حقيقيّه» در ذات الهى را توضيح دهيد.
٢- وجود نامحدود الهى چگونه بر يگانگى ذات خداوند دلالت مى‌كند؟
٣- مقصود از بسيط بودن ذات خداوند چيست؟
٤- دليل نفى تركيب در ذات الهى را از راه بى‌نيازى خداوند بيان كنيد.