مبدا شناسى

مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ١٣٣

لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشاهَدَةِ الْابْصارِ وَ لكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الْايمانِ، لا يُعْرَفُ بِالْقِياسِ وَ لا يُدْرَكُ بِالْحَواسِ وَ لا يَشْبَهُ بِالنَّاسِ، مَوْصُوفٌ بِالْآياتِ، مَعْرُوفٌ بِالْعَلاماتِ، لا يَجُورُ فِى حُكْمِهِ، ذلِكَ اللَّهُ لا الهُ الَّا هُو «١» هرگز چشم‌ها با مشاهده ظاهرى، او را نديده، ولى دل‌ها با حقيقت ايمان او را مشاهده كرده است. او هرگز با قياس به موجودات ديگر شناخته نمى‌شود، با حواس درك نمى‌گردد و هيچ شباهتى به انسان‌ها ندارد. او فقط با نشانه‌هايش توصيف مى‌گردد و با علاماتش شناخته مى‌شود و هرگز در داورى و حكومت خود، ستم نمى‌كند. اين است خدايى كه جز او خدايى نيست.
خدا، فوق زمان و مكان است‌ يكى ديگر از صفات سلبى خداوند اين است كه او داراى «مكان» نيست و «زمان» نيز ندارد، بلكه او محيط بر زمان و مكان بوده و همه‌جا حاضر است؛ زيرا اشغال كردن مكان مشخّص و قرار گرفتن در زمان معيّن از خصوصيات موجودات مادّى و جسمانى بوده و لازمه محدوديت وجودى آنهاست. اما خداوند، نه جسم است و نه عوارض جسمانى دارد تا زمان و مكانى براى او تصور شود، بلكه او هستى بى‌پايان و بى‌انتهايى است كه هيچ محدوديتى در او راه ندارد و همه مكان‌ها و زمان‌ها نزد او يكسان مى‌باشد.
علاوه بر اين، ذات خدا قديم بوده و او خود، مكان و زمان را آفريده و ممكن نيست كه او به آفريده خود محتاج باشد. قرآن مجيد مى‌فرمايد:
وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَايْنما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ انَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ «٢» مشرق و مغرب از آنِ خداست و به هر سو رو كند، خدا آن‌جاست. خداوند بى‌نياز و داناست.
شخصى به امير المؤمين (ع) گفت: