مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ١٣١
مىكند و اين نشانه مخلوق بودن است. راوى گفت: پس چه بگويم؟ امام (ع) فرمود: خدا نه جسم است و نه صورت، او به اجسام، جسميت مىبخشد و صورتگر صورتهاست؛ قابل تجزيه به اجزا نبوده، پايانپذير نيست و كمى و زيادى در او راه ندارد.
خدا ديده نمىشود با نفى جسميت از خداوند، روشن مىشود كه او با چشم و حسّ ديگرى قابل رؤيت و ادراك نيست، نه در دنيا و نه در آخرت؛ زيرا لازمه محسوس بودن و ديدهشدن چيزى، جسم بودن، مكان و جهت داشتن و داراى اجزا بودن است. و اين موارد، درباره خداوند امكان ندارد.
قرآن مىفرمايد:
لا تُدْرِكُهُ الْابْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْابْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ «١» چشمها او را نمىبيند، ولى او همه چشمها را مىبيند و او لطيف و آگاه است.
امامهادى (ع) در پاسخ نامهاى كه در آن، در مورد ديده شدن خداوند سؤال شده بود، نوشتند:
لا تَجُوزُ الرُّؤْيَةُ ما لَمْ يَكُنْ بَيْنَ الرَّائِي وَالْمَرئِىِّ هَواءٌ يَنْفُذُهُ الْبَصَرُ، فَامَّا اذَ انْقَطَعَ الْهَواءُ عَنِ الرَّائي وَالْمَرْئِىِّ، لَمْ تَصِحَّ الرُّؤْيَةُ وَ كانَ في ذلِكَ الْاشْتِباهُ لِانَّ الرَّائى مَتى ساوَى الْمَرئِىَّ فِى السَّبَبِ الْمُوجِبِ بَيْنَهُما فِى الرُّؤْيَةِ وَجَبَ الْاشْتِباهُ وَ كانَ ذلِكَ التَّشْبيهُ، لِانَّ الْاسْبابَ لابُدَّ مِنْ اتِّصالِها بِالْمُسَبَّباتِ «٢» تا وقتى كه ميان بيننده و موجود ديده شده، فضايى كه ديد در آن نفوذ كند نباشد، ديدن امكان ندارد. پس اگر ميان بيننده و موجود ديده شده فضا قطع شود، ديدن ممكن نمى شود. و (اگر ديدن ممكن باشد) موجب مىشود؛ زيرا اگر بيننده با ديده شده، از نظر شرط و سبب ديدن، مبدا شناسى ١٣٦ منابع و مآخذ