مبدا شناسى

مبدا شناسى - کریمی، جعفر - الصفحة ١٠٨

خلاصه درس‌ «عدل»، در لغت به‌معناى قرار دادن هر چيز در محلّ خوش و «ظلم» به‌معناى قرار دادن چيزى در محلّ غير لايق آن مى‌باشد. از نظر حكيمان الهى، صفت عدل آن‌گونه كه لايق ذات پروردگار است. به اين معناست كه خداوند، استحقاق و شايستگى هر موجودى را در افاضه وجود و رحمت، رعايت كرده و از دادن آن‌چه براى رسيدن هر چيز و هركس به كمال خود، مورد نياز او بوده، خوددارى نورزيده است.
«حكمت»، كه به معناى هدفدارى موجودات است، دليلى عقلى بر عدل خداوند مى‌باشد؛ زيرا فروگذار كردن كمال و خير از موجودى كه استحقاق آن را دارد، ظلم بوده و ارتكاب چنين كارى از حكيم، قبيح است. خداوند حكيم، كه از هر عيب و نقص به‌دور است، كار قبيح انجام نمى‌دهد.
دليل ديگر عدل الهى اين است كه عوامل انگيزه‌هاى ظلم، ناشى از نياز، جهل، هواپرستى، انتقام‌جويى و يا حسد است كه هر كدام از نوعى نقص و ضعف سرچشمه مى‌گيرد، درحالى‌كه ذات حق، كمال مطلق بوده و از او جز خير، عدالت و رحمت سرچشمه نمى‌گيرد.
دايره گسترده عدل الهى تمام افعال خداوند را در برمى‌گيرد و او، كه مظهر عدل مطلق است، چه در نظام تكوين و آفرينش يا تدبير و اداره موجودات هستى و چه در عالم تشريع و وضع احكام و قوانين و اداره امور انسان‌ها و نيز پاداش و مجازات آنان در قيامت، كمترين ظلمى روا نمى‌دارد.
پرسش‌ ١- مفهوم «عدل الهى» و مقصود از آن را توضيح دهيد.
٢- دليل اثبات «عدل» را از راه حكمت بيان كنيد.
٣- چگونه كمال وجودى خداوند بر نفى ظلم از او، دلالت مى‌كند؟
٤- مصاديق و جلوه‌هاى عدل الهى را بنويسيد.