تبليغ دين از منظر دين - نگارش و مقیمی و رحمتی - الصفحة ١٣٢
فَسَجَدُوا إلّاابْليسَ ابَى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كَانَ مِنَ الكافِرينَ (بقره: ٣٤)
همگى سجده كردند جز ابليس كه سرباز زد و تكبر ورزيد و از كافران شد.
آرى، وقوع اولين گناه، آن هم توسط مخلوقى كه ساليان درازى در درگاه الهى عبادت كرده بود، به سبب تكبر بوده، او به واسطه اين صفت رذيله از دستور حق سرپيچى كرد.
عجيبتر آنكه اثر منفى اين صفت رذيله آن قدر زياد بود كه شيطان نه تنها حاضر به توبه و بازگشت نشد، بلكه بر لجاجت خود افزود و سوگند ياد كرد كه همه را گمراه سازد.
نمونه تاريخى ديگر در اين زمينه، داستان وليد بن مغيره مخزومى در عصر رسول اللَّه (ص) است. او پشت به حق كرد و تكبر ورزيد و گفت اين قرآن چيزى جز سحر نمىباشد. «١»
تعبير سحر در آيه نشان مىدهد كه وليد به حقانيت قرآن پى برده بود ولى از آنجا كه با ديده كبر و غرور به قرآن مىنگريست از پذيرفتن پيام حق سرباز زد. آرى هرگاه حجاب كبر و غرور بر دل انسان سايه افكند، حق در نظر او باطل و باطل حق جلوه مىكند. در اين هنگام، او نمىتواند آفتاب عالمتاب حق را ببيند و در برابر آن سر تسليم فرود آورد.
درمان تكبر
راه جلوگيرى از اين صفت رذيله، شناسايى انگيزهها و مبارزه با ابعاد منفى آن است.
انگيزهها و اسبابى چون علم، حسب و نسب، جمال و زيبايى، نيروى جسمانى و موقعيتهاى اجتماعى و سياسى و مال و ثروت، تأثير زيادى در به وجود آمدن صفت كبر دارند.
از ديگر راههاى درمان اين صفت، آن است كه انسان متكبر درباره خود بينديشد كه چيست و از كجا آمده و سرانجام به كجا خواهد رفت.
ديگر آنكه به انجام اعمال متواضعانه اقدام كند، به عنوان مثال لباس ساده بپوشد، غذاى ساده بخورد، در امر سلام كردن سبقت جويد و ....