تبليغ دين از منظر دين - نگارش و مقیمی و رحمتی - الصفحة ٩٢
عربى يا فارسى تفاوتى ندارد)، مثلًا بگويد: «با خدا عهد كردم كه هرگاه مرا از بيمارى شفا دهد، سه روز روزه مىگيرم يا فلان مقدار صدقه مىدهم»، واجب است كه به عهدش وفا كند و اگر مخالفت كند، كفاره دارد. كفارهاش بنابر مشهور، كفاره روزه خوارى در ماه مبارك رمضان است. حتى اگر انسان صيغه عهد را نخواند و تنها در دل نيت كند، بهتر است به عهدى كه با خدا كرده، وفا نمايد.
٢. عهد با مردم: اين عهد هر گونه قرار داد و پيمانى را شامل مىشود، و چنانچه بر اساس ضوابط شرعى و عقلى باشد، عمل به آن واجب است. اما عهدهاى يك طرفه، مثل اينكه انسان با ديگرى عهد مىكند كه به او كمك نمايد؛ اين گونه عهدها كه عهد ابتدايى ناميده مىشود؛ و همچنين وعدههايى كه يك جانبه صورت مىگيرد، وفاى به آن از نظر فقهى واجب نيست، بلكه مستحب مؤكد است. البته از ديدگاه اخلاق، همه اين موارد محترم و عمل به آنها لازم است، وگرنه انسان از دست يابى به فضائل اخلاقى و مقامات عاليه انسانى باز مىماند.
٣. عهد با خويشتن: عهدهايى است كه به هنگام خودسازى و براى پرورش صفات نيك و انجام اعمال صالح واقع مىشود و بسيار مؤثر و سازنده است. يك نمونه آن همان است كه عرفاى اسلامى آن را از گامهاى نخستين سير و سلوك مىشمارند و از آن به عنوان «مشارطه» كه به دنبال آن «مراقبه» و «محاسبه» قرار دارد، ذكر مىكنند. منظور از مشارطه اين است كه انسان هر روز صبح با خودش عهد كند كه جز در مسير طاعت حق گام برندارد و از گناهان بپرهيزد. آنگاه در روز مراقب اعمال خويش باشد، كه به اين شرط و عهد عمل كند؛ و در پايان روز به محاسبه بپردازد كه آيا به اين شرط و عهدى كه با خود كرده عمل نموده يا نه. «١»
يادآورى: در موقع دادن تعهد، قدرت خود را ارزيابى كنيد، كه آيا مىتوانيد به وعدهاى كه مىدهيد وفا كنيد يا نه؛ و در صورتى كه توانايى نداريد، وعده ندهيد. «٢»