تبليغ دين از منظر دين - نگارش و مقیمی و رحمتی - الصفحة ١٤١
٦- شما مىتوانيد در مقام موعظه، توجه ديگران را به حقايقى جلب كنيد كه از آن غافل هستند. مثلًا كسى را كه تصور مىكند آزاد است به بنده خدا بودن توجه دهيد. «١»
٧- توجه داشته باشيد كه همه جا جاى موعظه نيست. در برخى موارد بايد از شيوههاى ديگر استفاده كنيد. مثلًا حضرت على (ع) در جنگ صفين براى باز پسگيرى «فرات» از خطابه استفاده كرد. «٢»
گرچه شما اجمالًا مىدانيد كه زبان موعظه غير از زبان حكمت و خطابه است اما براى آشنايى بيشتر با كاربرد موعظه، برخى تفاوتهاى آن با خطابه و حكمت را يادآور مىشويم.
موعظه تذكار است و حكمت، تعليم؛ حكمت براى آگاهى است و موعظه براى بيدارى؛ حكمت چراغ است و موعظه باز كردن چشم؛ حكمت سخن عقل است و موعظه پيام روح، خطابه براى تهييج است و موعظه براى رام كردن، خطابه آنجا به كار مىآيد كه احساسات خمودند و موعظه آنجا كه شهوات خود سرانه عمل مىكنند، خطابه جنبش ايجاد مىكند و موعظه جنبشهاى بيجا را فرو مىنشاند، خطابه زمام كار را از دست حسابگرى عقل خارج مىكند اما موعظه، زمينه را براى حسابگرى عقل، فراهم مىسازد. «٣»
٣. جدال احسن
«جدال» از واژه «جدل» به معناى رد و بدل كردن سخن به صورت نزاع و غلبه است «٤» و به احتجاجى كه براى منصرف كردن فرد از عقيدهاش به كار مىرود گفته مىشود. «٥»
اين شيوه اسلوب ديگرى از استدلال است كه در آن بر مقدمات مسلّم تكيه مىشود «٦» و از سخن طرف مقابل و آنچه مورد قبول اوست، در رد نظريهاش استفاده مىگردد. «٧»