امامت و رهبرى

امامت و رهبرى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ صفرعلي پور، حشمت الله - الصفحة ٩٩

بررسيهاى ديگر خود، حكم اسلامى را استنباط نموده و آنها را به مردم تعليم دهند و از آنجا كه، پيامبر (ص) كلمه «خليفه» را بكار برده است و يكى از شؤون پيامبر (ص) زعامت و حكومت مى‌باشد، بنابراين خليفه پيامبر (ص) هم در اين شأن (زعامت و رهبرى) جانشين ايشان بوده و از اين ولايت برخوردار است. امام خمينى (ره) مى‌فرمايد: «و امّا دلالت حديث شريف بر ولايت فقيه نبايد جاى ترديد باشد، زيرا خلافت، همان جانشينى در تمام شؤون نبوت است ... و جمله «الَّذينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدى‌ وَ يَرْوُونَ حَديثى‌» معرّفى خلفاست نه معنى خلافت، زيرا معنى خلافت در صدر اسلام امر مجهولى نبوده است كه محتاج بيان باشد و «سائل» نيز معنى خلافت را نپرسيد بلكه اشخاص را خواست معرفى فرمايد و ايشان را با اين وصف معرفى فرمودند.» «١» ج- صحيحه قداح‌ روايت ديگرى كه مناسب است به عنوان تأييد امامت و رهبرى ١٠٥ آيات و روايات ..... ص : ١٠٥ ى بر ادّعاى خويش، از آن استفاده كنيم، «صحيحه قداح» «٢» است كه از امام جعفر صادق (ع) چنين نقل كرده است: «انَّ الْعُلَماءِ وَرَثَةُ الْانْبياءِ» «٣» علما و دانشمندان «وارث» پيامبرانند. مراد از علما در اين روايت «علماى امت اسلام» است به اين صورت كه علما از آن بخش از شؤون رسول اكرم (ص) و انبيا كه قابل انتقال است ارث مى‌برند و يكى از آن شؤونات مسأله حكومت و زعامت است. د- روايت على بن حمزه‌ در روايتى كه از على بن حمزه از امام موسى بن جعفر (ع) نقل شده است، امام (ع) در تحليل اين مطلب كه با مرگ مؤمن فقيه، شكافى در اسلام رخ مى‌دهد كه هيچ چيز آن را جبران‌