امامت و رهبرى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ صفرعلي پور، حشمت الله - الصفحة ١٨
زند گمراه نمىشود و هر كس از آنان جدا شود دچار گمراهى خواهد شد و كسب دانش از غير اهل آن كرده و در فهم كتاب و درك سنت پيامبر به خطا رفته است. بنابراين طرح مسأله امامت همواره ضرورت مىيابد تا معلوم شود، اسلام ناب محمدى (ص) را از چه راهى بايد فراگرفت.
انتقادات پيرامون طرح مسأله امامت و پاسخ آنها «١»
هر چند با بحثهاى پيرامون طرح مسأله امامت و اثبات ضرورت آن، به بعضى از انتقادها در اين زمينه پاسخ داده شد، ولى به نظر مىرسد كه چند پرسش ديگر هم باقىمانده، كه پاسخ به آنها اين بحث را كاملتر مىكند.
انتقاد اوّل: با اينكه ملتها پيوسته مىكوشند تا زيباييهاى تاريخ دينى و ملى خويش را مطرح كرده و روى حوادث تلخ آن سرپوش بگذارند، آيا طرح مسأله امامت و بحث درباره آن كه با حوادث تلخى در تاريخ اسلام روبرو بوده عدول از اين قاعده مسلم نبوده، و نيز موجب سستكردن عقايد مسلمانان نسبت به اصل اسلام نيست؟
پاسخ: اگر نقد تاريخ تنها به صورت بازگو كردن حوادث نامطلوب آن باشد اثرش همان است كه در بالا گفته شد، ولى از آن طرف اگر تنها به ترسيم حوادث غرورآفرين قناعت شود و روى حوادث نامطلوب پوشانده شود ديگر نقد تاريخ نيست، تحريف تاريخ است.
تاريخ هر قومى، بلكه تاريخ بشريت مجموعهاى از زشتيها و زيباييهاست؛ و تفاوت تاريخ ملل و اقوام و كيشها و آيينها از نظر زيبايى و زشتى در اين نيست كه يكى سراسر زيبايى است و ديگرى سراسر زشتى، بلكه در نسبتِ ميان زيباييها و زشتيها است. هيچ ملّتى نمىتواند ادعا كند كه زيباييهاى تاريخش بيش از اسلام است و يا زشتيهاى تاريخ اسلام بيش از زشتيهاى تاريخ آنهاست.
بعلاوه نقل و نقد وقايع تاريخ براى درك درست از آن حوادث و رسيدن به اعتقادى