امامت و رهبرى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ صفرعلي پور، حشمت الله - الصفحة ٩٨
درس سيزدهم: حاكم اسلامى در عصر غيبت (٢)
ب- روايت «اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفايى» حضرت على (ع) مىفرمايد: پيامبر (ص) فرمود:
«اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفايى- ثَلاثَ مَرَّاتٍ- قيلَ يا رَسُولَ اللَّهِ: وَ مَنْ خُلَفائُكَ؟ قالَ:
الَّذينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدى يَرْوُونَ حَديثى وَ سُنَّتى فَيُعَلِّمُونَهَا النَّاسَ مِنْ بَعْدى» «١»
خدايا جانشينان مرا رحمت كن- و اين سخن را سه مرتبه تكرار فرمود- از ايشان سؤال شد:
اى پيامبر جانشينان شما چه كسانى هستند؟ فرمود: كسانى كه بعد از من مىآيند، حديث و سنّت مرا نقل مىكنند و آن را پس از من به مردم مىآموزند.
اين حديث شامل افرادى مىشود كه احكام اسلام را بيان كرده و علوم اسلامى را گسترش مىدهند؛ و سنّت رسول اكرم (ص) را به مردم آموزش داده و بطور كلّى اسلام را در ميان مردم بسط و نشر مىدهند. منظور پيامبر از بيان لفظ «خليفه» و خصوصياتى كه براى خليفه خويش طرح كردهاند، كسانى نيستند كه شغل آنها تنها نقل حديث و تاريخ اسلام باشد، ولى مجتهد نباشند و قدرت استنباط و استخراج احكام الهى را از قرآن و روايات نداشته باشند.
منظور از خلفا در اين روايت، فقهاى عادل هستند كه مىتوانند احكام و قوانين الهى را از قرآن و روايات رسول اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام استنباط نموده و براى ديگران بيان كنند. آنها هستند كه احكام واقعى را از غير واقعى و رواياتى را كه از روى تقيه صادر شده، از روايات ديگر تميز مىدهند و همانها قادرند كه در مواقع تعارض روايات و ادله و در طول