امامت و رهبرى

امامت و رهبرى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ صفرعلي پور، حشمت الله - الصفحة ٢٢

و صفات الهى و داراى احسن تقويم است. «١» چيزى كه نياز فطرى به رهبرى را در انسان اثبات مى‌كند اين است كه، از روزى كه تاريخ بشر آغاز شده، و اجتماع انسانها پديد آمده و در گوشه و كنار جهان جامعه‌هاى كوچك يا بزرگ، مترقى يا غيرمترقى تشكيل يافته هرگز جامعه‌اى بدون زمامدار و سرپرست نتوانسته است كمترين زمانى به زندگى خود ادامه دهد. هر جا جامعه متشكلى بوده زمامدار و سرپرستى از راه قهر و غلبه يا انتخاب داشته است، حتى در اجتماعات خانوادگى كوچك كه بيش از چند عضو ندارد همين روش عملى است. اينجاست كه انسان با فطرت خدادادى خود بدون ترديد درمى‌يابد كه هر جامعه نيازمند به سرپرست و زمامدار مى‌باشد. «٢» حضرت على (ع) درباره لزوم وجود رهبر در جامعه مى‌فرمايد: «وَ انَّهُ لابُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ اميرٍ بِرٍّ اوْ فاجِرٍ» «٣» مردم ناچار به داشتن حاكمى هستند، خواه حاكمى دادگستر و نيكوكار و خواه حاكم ستمگر و بدكار. همان طورى كه اشاره شد اسلام دين فطرى و پاسخگو به نيازهاى فطرى و عقلى انسان است و از اين جهت بايد در مورد امامت و رهبرى جامعه كه از مهمترين نيازهاى فطرى و زندگى اجتماعى اوست، يا با تعيين صريح امامان و يا با واگذارى صريح انتخاب آن به امت، تكليف مسلمانان را مشخص كرده باشد، و شيعه بنا به دلائل محكم و متقن عقلى و نقلى معتقد است خدا اين امامان را تعيين كرده و توسط پيامبر اكرم (ص) معرفى نموده است. ٢- ضرورت وجود كارشناس دينى بعد از پيامبر آيين اسلام به عنوان مكتبى كه از جامعيّت خاصى برخوردار بوده، و تأمين كننده همه جانبه سعادت دنيا و آخرت انسان است، داراى ظرافتهايى است كه نياز به توضيح و