امامت و رهبرى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ صفرعلي پور، حشمت الله - الصفحة ١٠٦
پس، از سياق آيه به روشنى استفاده مىشود كه علت حاكميت او، برگزيدگى خداست.
علم و توانايى، دو نشان از برگزيدگى است و اينها لوازم حكومت است.
پس شرط ديگر، «تواناتر بودن» است. اميرالمؤمنين (ع) نيز به اين دو شرط اشاره مىكند:
«انَّ احَقَّ النَّاسِ بِهذَا الْامْرِ اقْواهُمْ عَلَيْهِ وَ اعْلَمُهُمْ بِامْرِ اللَّهِ فيهِ» «١»
شايستهترين فرد براى زمامدارى و رهبرى حكومت، كسى است كه براى اداره امور مردم تواناتر بوده و از دستورات خدا درباره زمامدارى آگاهتر باشد.
امام (ع) در اين روايت، يك شرط رهبرى را «توانمندتر بودن از ديگران بر امر حكومت» معرفى فرموده، همچنين شرط ديگر را آگاهتر بودن قرار داده و اين شرط را با وصف «اعلم» بيان نموده است و آن را به «امراللّه» مقيد كرده است. يعنى «والى» از نظر علمى بايد نسبت به ديگران «اعلم» و آگاهتر باشد. رسول خدا (ص) مىفرمايد:
«امّتى كه فردى را براى رهبرى و زمامدارى انتخاب مىكند، در حالى كه داناتر از آن فرد در ميان آنها وجود داشته باشد، كار اين امت همواره به سقوط كشانده مىشود ....» «٢»
اين روايت علاوه بر شرط عالم بودن، اعلميت را نيز شرط دانسته است. صرفاً اعلميت در فهم مسايل فقهى نيست، بلكه بايد به امر الهى عالمتر باشد و امر خدا صرفاً در فقه خلاصه نمىشود. ضمناً مجمع دو شرط لازم است: هم علم و هم قدرت؛ كه ممكن است فردى اعلم باشد ولى اقوا نباشد و فردى اقوا باشد ولى اعلم نباشد، پس بايد كسى را پيدا كرد كه هر دو شرط را دارا باشد.
٦- عدالت
«عدالت ملكه و حالت نفسانى است كه موجب تقوى و صيانت نفس مىشود بطورى كه شخص عادل را از ارتكاب گناهان كبيره و اصرار بر گناهان صغيره، بازمىدارد و نيز مانع ارتكاب اعمالى است كه از نظر عرفى بر بىمبالاتى و بىتفاوتى فرد دلالت دارد.» «٣»