امامت و رهبرى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ صفرعلي پور، حشمت الله - الصفحة ٧١
شما نصب و معرفى كنم.» «١»
همچنين از عمر بن خطاب چنين نقل شده كه: پيامبر (ص)، على عليه السلام را به عنوان پرچم هدايت نصب كرد و گفت: هر كس كه من مولاى او هستم، على مولاى اوست. «٢»
در ايندو حديث و امثالآن، كلمه «نصب» بهكار برده شدهاست. به كارگيرى كلمه «نصب» قرينه است كه مراد از مولى، امام و جانشين و خليفه است؛ نه دوستى و محبت و يارى.
و- روز غدير خم، حسان، ابياتى سرود، از جمله چنين گفت:
فَقالَ لَهُ قُمْ يا عَلِىُّ فَانَّنى رَضيتُكَ مِنْ بَعْدى اماماً وَ هادِياً «٣»
پيامبر به على (ع) گفت: يا على! برخيز كه تو را پس از خود به عنوان امام و هادى پسنديدم.
همانطور كه ملاحظه مىشود، حسان بن ثابت از كلمه «مولا» مفهوم امام فهميده است.
شنوندگان اشعار نيز بايد همين گونه فهميده باشند و گر نه واكنش نشان مىدادند. اين مىرساند كه مولا، در معناى امام و اوْلى به تصرف بكار رفته است.
اين اشعار در حضور پيامبر خدا (ص) و انبوه جمعيّت ايراد شد و پيامبر با سكوت خود كلام او را امضا فرمود. به همين چند شاهد اكتفا مىكنيم. البته شواهد، بيش از اين هاست. «٤»
ز- روايات ديگر: على بن حميد قرشى در «شمس الاخبار» آورده است: هنگامى كه از پيامبر خدا (ص) درباره اين گفتارش «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» سؤال شد، فرمود:
«خداوند مولاى من است، از خودم به من سزاوارتر است، با وجود خدا، اختيارى براى من نيست و من مولاى مؤمنان هستم، از خودشان به آنها سزاوارترم، با وجود من، براى آنان اختيارى نيست، و هر كس من مولاى او هستم كه از خود او به او سزاوارترم و با وجود من اختيارى براى او نيست، پس على مولاى اوست، بهاو از خودش سزاوارتراست و با وجود على، اختيارى براى او نيست.» «٥»
در حديث ديگرى آمده است: رسول خدا (ص) فرمود: