امامت و رهبرى

امامت و رهبرى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ صفرعلي پور، حشمت الله - الصفحة ٦٦

را نيز براى نبوت از طرف خدا نشان مى‌دهد، اما از آن جهت كه رسول خدا (ص)، خاتم پيامبران است و ديگر پس از او نبوتى نيست، على (ع) به اين مقام نايل نگرديد. ج- حديث غدير خم‌ حديث غدير خم كه به حديثِ ولايت كبرى‌ و اكمال دين و اتمام نعمت و رضايت پروردگار معروف است «١»، يكى از گوياترين اسناد حقّانيّت على و فرزندان معصوم او (ع) در امر خلافت و امامت بعد از پيامبر (ص) مى‌باشد. رسول خدا (ص) در حجة الوداع در راه بازگشت از حج از جانب خدا دستور يافته بود تا على (ع) را به جانشينى خود معرفى كند. فرمان الهى صريح و بسيار جدى بود، زيرا در متن فرمان تصريح شده كه عدم ابلاغ آن مساوى با عدم ابلاغ رسالت است. «٢» از اين رو، آن حضرت دستور داد تا همه حجاج شهرها و كشورهاى اسلامى كه در حال حركت بودند در محل غدير خم گردهم آيند. آن حضرت بر بالاى منبرى از جهاز شتران قرار گرفت. خطبه‌اى ايراد كرد و در ضمن آن مسلمانان را به پيروى از كتاب خدا و عترت و اهل بيتش سفارش كرد. آنگاه بعد از گواهى خواستن از همگان مبنى بر اينكه از آنان نسبت به خودشان سزاوارتر (اولى‌) است، على (ع) را طلبيد و دست او را بالا برد و چنين فرمود: «فَمَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلُ مَنْ خَذَلَهُ» «٣» پس هر كس كه من مولى و سرپرست او هستم، على نيز مولى و سرپرست اوست، خدايا هر كس على را دوست دارد تو نيز با او دوست باش، و هر كس با او دشمنى كند تو هم با او دشمن باش، و كسى كه او را يارى كند ياريش كن، و خواركنندگانش را خوار گردان.