امامت و رهبرى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ صفرعلي پور، حشمت الله - الصفحة ٦٤
چيزى ياد ندهيد، كه آنها از شما داناترند.» «١»
بنابراين، حديثثقلين، دليل قاطع و روشنىاست كه رسول خدا (ص)، على (ع) وفرزندان معصوم او را به امامت برگزيده است؛ چون آنان را همتاى قرآن قرار داده و پيوند اين دو را ناگسستنى اعلان كرده است، به طورى كه تفكيك اين دو از هم و پيروى از يكى و دورى از ديگران را موجبگمراهى از مسيرهدايت و دورى از اسلام ناب محمدى (ص) دانسته است.
ب- حديث منزلت
حديث منزلت نيز از جمله احاديث معتبر و متواترى است كه اكثر منابع معتبر روايى و تاريخى اهل سنت و همه جوامع روائى شيعى آن را نقل كردهاند. درباره حديث منزلت نوشتهاند: هنگامى كه پيامبر (ص) با لشكريان اسلام به قصد جنگ با سپاه روم رهسپار منطقه تبوكبود، به سبب دوربودن منطقه جنگى از مركز حكومت اسلامى (مدينه) و احتمال دسيسهها و خرابكاريهاى منافقان، حضرت على (ع) را از رفتن به جنگ بازداشته و دستور داد به جاى او در مدينه بماند و امالقراى اسلام را از هر گونه خطرات حفظ و حراست كند.
منافقان كوردل كه پيوسته مترصد بودند- تا از هر فرصتى كمال سوء استفاده را بكنند، براى اينكه حضرت را روانه جنگ كرده و زمينه را براى توطئههاى خود آماده كنند، در ميان مردم- شايع كردند كه نظر پيامبر (ص) از على (ع) برگشته، به اين سبب او را از شركت در جهاد بازداشته و با زنان و كودكان در مدينه باقى گذاشته است. خاطر على (ع) از اين شايعه مكدّر شد و به خدمت پيامبر (ص) كه به تازگى از شهر خارج شده بود رسيد و ماجراى شايعه را بازگو كرد.
رسول خدا (ص) ضمن تكذيب اين شايعه و دروغين خواندن آن و دلجويى از پسرعم و جانشين بلافصل خويش، خطاب به على (ع) چنين فرمود:
«افَلا تَرْضى ياعَلِىُّ انْتَكُونَ مِنى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى الّا انَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى؟» «٢»
اى على! آيا راضى نمىشوى كه منزلت و موقعيّت تو نسبت به من مانند منزلت و موقعيت هارون (وصى و برادر موسى) نسبت به موسى باشد، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست؟