امامت و رهبرى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ صفرعلي پور، حشمت الله - الصفحة ٥٨
تاكيد بيشترى شده است.
و در آيات ديگر، علاوه بر اثبات مسأله امامت با ويژگيهاى آن، بر عصمت و دوربودن امام از هر گونه پليدى و ناپاكى روحى و اخلاقى تاكيد گرديده و معصوم بودن شرط اساسى و غيرقابل انفكاك امامت اعلان شده است. از جمله اين آيات، آيه «ابتلا» است «١» كه در آن حضرت ابراهيم (ع) از خدا مىخواهد امامت در دودمان او ادامه يابد. خداوند نيز امامت را شايسته آن دسته از فرزندان ابراهيم خليل (ع) مىداند كه ظالم نباشند.
مراد از ظالم (همانگونه كه در درس سوم گذشت) مطلق كسانى هستند كه از آنها هر نوع ظلمى سرزده باشد، اعماز اينكه در برههاى از عمرخويش بتپرست و مشركبوده، و يا به گناهان ديگرى آلودگى داشته و بعد توبه كرده و رستگار شده باشد، يا اين كه در سراسر عمر خويش با اين پليديها و آلودگيهاى عقيدتى و اخلاقى خوگرفته باشد؛ اين دوگروه، مصداق ظلم در اين آيه بوده، و به هيچ وجه شايسته مقامالهى امامت نخواهندبود. «٢»
با اين بيان، مشخصه ديگر امام اين صفت مىشود كه با هدايت ذاتى همراه باشد، زيرا در آيه ديگر چنين مىفرمايد:
«افَمَنْ يَهْدى الَى الْحَقِّ احَقُّ انْ يُتَّبَعَ امَّنْ لايَهِدّى الّا انْ يُهْدى» «٣»
آيا آن كس كه به راه حق رهبرى مىكند به پيروى سزاوارتر است يا آن كه هدايت نمىكند مگر آن كه خود هدايت شود؟
در اين آيه، هدايت كننده به حق، در مقابل هدايت يافته به دست ديگران قرار داده شده است و اين مىرساند كه هدايت كننده به حق بايد هدايت شده بالذات و بنفسه باشد و اينكه هدايت شده به دست غير نمىتواند هدايت كننده به حق (و رهبرى راستين خلق) باشد. پس نتيجه مىگيريم كه امام بايد معصوم باشد تا شايسته رهبرى راستين مردم و هدايتكننده به حق باشد. «٤»