امامت و رهبرى

امامت و رهبرى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ صفرعلي پور، حشمت الله - الصفحة ٤٨

هر چند عده كمى هم باشند كارشان حجت است. اين گونه دليل آوردن از جهاتى داراى اشكال و نيز فاقد ارزش و اعتبار است: الف- اهل حل و عقد در انتخاب ابوبكر، تنها پنج نفر به نامهاى: عمر بن خطاب، ابوعُبَيده جرّاح، اسَيد بن حضير، بشر بن سعد و سالم غلام ابى حُذيفه بودند «١». علاوه بر اين، از برخى نقلهاى تاريخى برمى‌آيد كه فقط عُمرو ابوعبيده جرّاح گرداننده شوراى سقيفه بوده و نقش اصلى را در بيعت گرفتن از ديگران به سود ابوبكر داشته‌اند. «٢» ب- تفتازانى و برخى علماى ديگر اهل سنت تصريح كرده‌اند كه امامت براى كسى ثابت نمى‌شود مگر با اجماع صحابه و اتفاق جمهور اهل حل و عقد. «٣» اما در اجماع سقيفه بنى ساعده، كه افراد بسيار اندكى در آن گردآمدند و با شتاب ابوبكر را به خلافت برگزيدند، با ساير مسلمانان، بويژه اهل بيت پيامبر (ص)- كه به تصريح آيات و رواياتِ معتبر معصومند- و نيز با بزرگان صحابه همچون عباس عموى پيامبر (ص)، عبداللّه بن عباس، فضل بن عباس، سلمان فارسى، ابوذر، مقداد، عمار ياسر و ديگران، هيچگونه مشورت و نظرخواهى انجام نگرفت. به گونه‌اى كه بعدها عمر تصريح كرد كه: «بيعت با ابوبكر كار شتابزده و حساب نشده‌اى بود و اگر اين گونه بيعت تكرار شود ارزشى ندارد!» «٤» و ابوعلى از دانشمندان اهل سنت گفته: «هيچگاه مشورتى با اصحاب صورت نگرفت.» «٥» و بالاتر از اين اهل بيت پيامبر و عده‌اى از انصار نظير سعد بن عباده و بسيارى از مهاجران مانند ابوسفيان بيعت نكردند و از برخى نيز به زور بيعت گرفتند. ج- ادعاى معصوم بودن اهل حل و عقد از سوى فخر رازى نيز به كلى بى‌اساس و