امامت و رهبرى

امامت و رهبرى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ صفرعلي پور، حشمت الله - الصفحة ٤٢

دينى و نيز از خطرات دشمنان خارجى حفظ كند و به مسير صحيح رشد يابندگى اسلامى و تعالى انسانى رهنمون باشد. شيعه، اينگونه رهبرى و هدايتگرى را تنها زيبنده على (ع) و فرزندان معصوم او از اهل بيت پيامبر (ص) مى‌داند؛ و تنها آن بزرگواران را مصاديق اولى‌الامر «١» بعد از رسول خدا (ص) دانسته و اطاعت و فرمانبرى از آنان را همچون اطاعت و فرمانبرى از خدا و رسولش واجب مى‌داند. «٢» حضرت امير مؤمنان على (ع) در گفتارى خطاب به عثمان درباره امامت و رهبرى چنين فرمود: بدان كه برترين بندگان خدا نزد او امامى است دادگستر، هدايت شده و راهبر، كه سنتى را كه شناخته است بر پا دارد، و بدعتى را كه ناشناخته است بميراند ... و بدترين مردم نزد خدا امامى است ستمگر كه خود گمراه است، و موجب گمراهى ديگران شود، پس سنت پذيرفته شده را بميراند و بدعت واگذارده را زنده گرداند. «٣» ب- مرجعيت دينى‌ امام، جانشين پيامبر (ص) در بيان دين و تفسير قرآن است؛ گر چه اسلام دين كامل جهانى بوده و همه آنچه را كه بشر براى سعادتمند شدن احتياج داشته و خواهد داشت توسط پيامبراسلام (ص) از جانب خدا آورده‌است، ليكن اين واقعيت مورد پذيرش شيعه و سنى است كه آن حضرت طى دوران بيست و سه ساله رسالت بنا به عللى (از قبيل عدم آمادگى مردم، بروز جنگهاى زياد و طولانى، محدوديت زمانى و فراهم‌نشدن ساير شرايط و مقتضيات) پاره‌اى از احكام اسلام و معارف قرآن را براى مردم بيان نفرمود؛ از اين رو، ضرورى به نظر مى‌رسيد كه كارشناسان الهى در ميان مردم باشند تا احكام و معارف باقيمانده اسلام را بيان كرده و به خوبى به مردم بشناسانند؛ و به تعبير رساتر، همان شيوه و سيره كارشناسانه پيامبر (ص) بعد از او تداوم يابد. «٤»