امامت و رهبرى

امامت و رهبرى - ابراهیم زاده، عبدالله؛ صفرعلي پور، حشمت الله - الصفحة ٢٩

قدرت علمى خويش افراد نادان را تعليم مى‌دهد و با نيروى حكومتش اصول عدالت را اجرا مى‌كند، و مردم را به راه حق و حقيقت هدايت مى‌كند. با اين بيان، امام داراى كمال روحى و تعالى اخلاقى فزاينده است كه به عنوان يك «انسان كامل» مطرح است، و مى‌تواند پيشواى ديگران باشد. ٢- درخواست حضرت ابراهيم (ع) از خداوند مبنى بر استمرار امامت در فرزندانش به صورت كلى پذيرفته نشد؛ زيرا خداوند در پاسخ او با اين جمله كه عهد و پيمان من (امامت) به ستمكاران نمى‌رسد، فهماند كه اين مقام زيبنده هر كس نيست، بلكه آمادگى قبلى و توانايى فوق‌العاده‌اى را مى‌طلبد، و گذر از گردنه‌هاى سخت را اقتضا مى‌كند تا شايستگى امامت بروز كند. ٣- ستمكار هرگز به امامت نمى‌رسد، زيرا مراد از ستمكار در آيه، مطلق كسانى مى‌باشند كه از آنها هر نوع ظلمى (اعم از ظلم به خويشتن يا به ديگران) در بُرهه‌اى از زمان حياتشان سرزده باشد. «١» اگر كسى بگويد كه از اين آيه همين مقدار استفاده مى‌شود كه ظالم در حال ظالم بودنش به امامت نمى‌رسد، ولى دلالت ندارد كه اگر توبه كرد بعد از توبه هم نتواند به امامت برسد، در پاسخ مى‌گوييم: مردم بر حسب تقسيم عقلى منحصر به چهار دسته‌اند: يك دسته كسانى هستند كه در تمام عمرشان ظالم و گنهكارند. دسته دوم كسانى‌اند كه در تمام عمرشان ظلم (و گناه) مرتكب نمى‌شوند. دسته سوم آنهايى هستند كه فقط در ابتداى عمرشان ظالمند. چهارم عكس دسته سوم، يعنى كسانى مى‌باشند كه فقط در آخر عمر به ظلم و ستم آلوده مى‌گردند. شأن حضرت ابراهيم (ع) بالاتر از اين است كه براى گروه اول و چهارم از فرزندان و ذرياتش، از خداوند امامت را بخواهد. پس دسته دوم و سوم باقى مى‌مانند، كه براى اين دو گروه امامت را از خدا مى‌خواهد، و خدا هم امامت را از گروه سوم، يعنى كسانى كه در آغاز زندگى ظالم‌بوده و بعداز ظلم و گناه دست كشيده‌اند، نفى مى‌كند؛ و در نتيجه شايستگى امامت فقط براى دسته دوم كه در تمام عمر از ظلم و گناه مصون باشند ثابت مى‌شود. «٢»