نبوت از ديدگاه قرآن و روايات

نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٨

نبوده و كتب آسمانى در گذشته مورد تحريف قرار مى‌گرفت يا به كلى از بين مى‌رفت؛ از اين رو لازم بود كه اين پيام تجديد شود.
٢- بشر قبل از اسلام در اثر عدم بلوغ فكرى قادر نبود كه يك نقشه كلى براى مسير زندگى خود دريافت كند و با راهنمايى آن نقشه، راه خود را پيدا كند، بلكه لازم بود همانند يك كودك مرحله به مرحله راهنمايى شود و راهنمايانى او را همراهى كنند.
٣- غالب پيامبران، پيامبر تبليغى بوده‌اند نه تشريعى، كار پيامبران تبليغى، ترويج و تفسير و اجراى شريعتى بوده كه حاكم بر زمان آنها بوده و عدد پيامبران تشريعى بسيار اندك بوده است.
نقش تاريخى پيامبران‌ آيا پيامبران در تاريخ بشر نقشى داشته‌اند؟ و اگر نقشى داشته‌اند، مثبت بوده يا منفى؟
پاسخ: نقش و تأثير پيامبران در تاريخ بشر بگونه‌اى است كه حتى از طرف مخالفان دين نيز جاى انكار نيست؛ پيامبران در گذشته مظهر يك قدرت عظيم ملى بوده‌اند.
قدرتهاى ملّى در گذشته (در برابر قدرتهاى ناشى از زر و زور) به قدرتهاى ناشى از گرايشهاى خونى و ميهنى كه سران قبايل و سرداران ملّى مظهر آن بشمار مى‌رفته‌اند و قدرتهاى ناشى از گرايشهاى اعتقادى و ايمانى كه پيامبران مظهر آن بوده‌اند، خلاصه مى‌شده است. پس در اين كه پيامبران با پشتوانه نيروى مذهبى قدرتى بوده‌اند، سخنى نيست، سخن در جهت عملكرد اين نيروست كه نظريات مختلفى در اين جا ابراز شده است.
الف- گروهى با ترتيب يك صغرا و كبراى ساده مدعى مى‌شوند كه نقش پيامبران منفى بوده است؛ به اين بيان كه جهتگيرى پيامبران، معنوى و ضد دنيايى است، محور تعليمات انبيا، انصراف از دنيا و توجه به آخرت، پرداختن به درون و رها شدن از برون است. از اين رو هميشه دين و مذهب و پيامبران كه مظهر اين نيرو بوده‌اند، در جهت دلسرد كردن بشر از زندگى و به مثابه ترمزى براى پيشرفت بوده است و بدين ترتيب نقش پيامبران در تاريخ، همواره منفى بوده است.