نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٧
«انى مُخْلِفٌ فيكُمُ الثَّقَلَيْنِ ما انْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا: كِتابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتى اهْلَ بَيْتى وَ انَّهُما لَنْ يَفْتَرِقا حَتَّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ» من در ميان شما دو چيز سنگين ترك مىكنم تا وقتى كه به آن دو تمسك كنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد؛ آن دو كتاب خدا و عترت من است و به تحقيق آن دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا در حوض بر من وارد شوند.
و اين سخن دلالت دارد كه عين قرآن نازل بر پيامبر، در هر عصر و زمانى موجود و قابل تمسك است (و فرض تحريف قرآن، مساوى است با عدم وجود قرآن نازل شده در ميان مردم) و محال است پيامبر ما را امر كند بر تمسك به چيزى كه قدرت بر تمسك به آن را نداريم؛ همان طور كه اهل بيت يعنى آن كسانى كه پيروى گفتارشان واجب است، در هر وقتى هستند.» «١» هر چند اهل بيت خانهنشين بودند امّا در همان حال قابل تمسك بودند و مردم مىتوانستند در امور دين و حكومت به آنان برگردند و مشكلاتشان را حل كنند و ما هم كه دسترسى به امامان معصوم نداريم، مىتوانيم به گفتار آنان تمسك جوييم و از طريق حاملان علوم اهل بيت، دانش آنان را فراگيريم. در صورتى كه بنابرتحريف قرآن، امكان دسترسى به قرآنِ نازل شده از بين خواهد رفت و امر حضرت بر تمسك به قرآن، امر به كار غير مقدور مىشود و آن هم صدورش محال است. از اين رو، از امر حضرت بر تمسك به قرآن، كشف مىكنيم كه هيچ گونه، تحريفى در قرآن واقع نشده است.
اگر شبهه شود كه لزوم تمسك به قرآن با تحريف قرآن قابل جمع است، زيرا امامان معصوم قرآن موجود را امضا كردهاند و مردم را به همين قرآن موجود به عنوان يك حجّت ظاهرى ارجاع دادهاند، پاسخ اين است كه پس بايد حجيت قرآن به امضاء امامان بستگى داشته باشد؛ در حالى كه ظاهر حديث ثقلين اين است كه قرآن يكى از دو مرجع امّت است و اوّلين حجت مستقل و ثقل اكبر است كه تمسك به او واجب است و حجيت قرآن فرع بر حجيت قول امامان و امضاى آنان نمىباشد و ارجاعدادن امامان معصوم مردم را به قرآن، براى اين است كه قرآن حجت مستقلّى است. به اضافه اين كه امامت