نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٢
تفاوت كه آنها براى اصلاح جامعه انسانى روش خاصّى را انتخاب كردند كه ديگر دانشمندان انتخاب ننمودند؛ زيرا اين روش را مؤثرتر تشخيص داده بودند. بنابراين مسأله وحى چيزى جز همان نبوغ انبيا نيست.
پاسخ: ما در بحث توحيد و خداشناسى، با دلايل متقن با مبدأ جهان آفرينش آشنا شديم و كسانى كه جز به اصالت مادّه نمىانديشند، در بحث وحى مورد خطاب نيستند.
علاوه بر اين كه هيچ گونه دليلى از طرف مادّيها بر صحّت اين تفسير و تطبيق مسأله وحى بر نبوغ فكرى اقامه نشده است و توجيهى در حدّ يك فرضيّه است كه از ديدگاه خود بيان نمودهاند. به اضافه اين كه اين نظر با گفتار خود پيامبران مخالف است؛ آنان مدعى وحى آسمانى هستند و از اين كه آن را مربوط به خود بدانند، بطور جدّى خوددارى مىكنند.
«انْ هُوَ الَّا وَحْىٌ يُوحى» «١» آنچه مىگويد جز وحى آسمانى نيست كه بر او نازل مىگردد.
«فَأَوْحى الىعَبْدِهِ ما اوْحى ما كَذَبَالْفُؤادُ ما رَأى افَتمارُونَهُ عَلىما يَرى» «٢» پس وحى نمود به بنده خود آنچه را كه وحى نموده، دروغ نگفت و اشتباه نكرد قلب (نفس) پيامبر در آنچه مشاهده كرد آيا با او در چيزى كه (به عيان) مشاهده مىكند به مجادله مىپردازيد؟
علاوه بر آن انبيا براى اثبات ارتباط خود با جهان غيب معجزه مىآورند كه دليل بر صدق آنهاست. «٣» اقسام وحى ارتباط پيامبران با جهان غيب به صورتهاى گوناگون تجلى مىكند. قرآن كريم مىفرمايد: