نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٣
امكان تحريف و حذف و اضافه از بين رفت و اين باعث شد كه آخرين كتاب آسمانى يعنى قرآن تا به امروز از تحريف مصون بماند و يكى از علل تجديد نبوت منتفى گشت.
٢- بشر قبل از اسلام در اثر نداشتن بلوغ فكرى قادر نبود كه يك نقشه كلى براى مسير زندگى خود دريافت كند و با راهنمايى آن نقشه، راه خود را پيدا كند بلكه لازم بود همانند يك كودك، مرحله به مرحله راهنمايى شود و راهنمايانى او را همراهى كنند ولى مقارن دوره رسالت كه آغاز دوره بلوغ و رشد فكرى بشريّت است، آن توانايى در بشر پيدا شده و نياز به راهنماييهاى منزل به منزل از بين رفت؛ طرح كلى و جامع در اختيار بشر قرار گرفت و علماى متخصص امت موظف شدند كه با استفاده از نقشه كلى راهنمايى كه اسلام به دست مىدهد، وظايف مردم را طبق شرايط زمان و مكان تعيين كرده و احكام خدا را از اصول و كليات قرآن و سنت استنباط و تفسير نمايند. به اين ترتيب يكى ديگر از علل تجديد نبوت منتفى گشت.
٣- غالب پيامبران، پيامبر تبليغى بودهاند، نه تشريعى. كار پيامبران تبليغى ترويج و تفسير و اجراى شريعتى بوده كه حاكم بر زمان آنها بوده است و عدد پيامبران تشريعى بسيار اندك است.
علماى شايسته، وظايف پيامبران تبليغى را با عمل اجتهاد و تبليغ و تفسير وحى آسمانى، براى مردم انجام مىدهند و مىتوانند جامعه را با استفاده از مبانى كلى اسلام رهبرى كنند و از اين جهت است كه در روايت، علماى دين، وارثان انبيا معرفى شدهاند؛ زيرا آنان دانش پيامبران را به ارث برده و وظيفه تبليغى را كه بر عهده انبيا بود، انجام مىدهند. امام صادق (ع) فرمود:
«انَّ الْعُلَماءَ وَرَثَةُ الْانْبِياءِ ...» «١» همانا دانشمندان (دين) وارثان پيامبرانند.
نتيجه: در عين اين كه نياز به دين همواره باقى است امّا نياز به تجديد نبوت براى هميشه منتفى گشت و پيامبرى پايان يافت.