نبوت از ديدگاه قرآن و روايات

نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٧

ارزشهايى از قبيل عدل، مساوات، عفو، محبت، احسان و ... ارزش ذاتى ندارند و بالذّات براى بشر كمالى محسوب نمى‌شوند و تمام ارزش آنها ارزش مقدمى و وسيله‌اى است كه با قطع نظر از ذى‌المقدمه (شناخت و پرستش خدا) بود و نبود آنها يكسان است.
٤- ارزش و كمال انسان در حركت به سوى خدا خلاصه مى‌شود اما، ارزشهاى اجتماعى و اخلاقى با اين كه مقدمه وصول به خدا ه نبوت از ديدگاه قرآن و روايات ٩٧ ب - آماده سازى عوامل پذيرش حق:
ص : ٩٧ ستند، فاقد ارزش ذاتى نيستند و حكم نردبان را ندارند كه پس از بالا رفتن از آن هيچ‌گونه ارزشى براى انسان نداشته باشند يعنى چنين نيست كه اگر انسان به معرفت كامل حق و پرستش او رسيد، وجود و عدم كرم، احسان، عفو و ... برايش يكسان باشد؛ زيرا اخلاق عالى انسانى نوعى خداگونه بودن است و در حقيقت مرتبه‌اى از خداشناسى و خداپرستى است و علاقه انسان به اين ارزشها، ناشى از علاقه فطرى به متصف‌شدن به صفات خدايى است؛ هر چند خود انسان توجه به ريشه فطرى آنها نداشته باشد.
نظر صحيح، نظر چهارم است، يعنى اين كه پيامبران هميشه به مسائل از ديد خدايى و توحيدى نگريسته‌اند. قرآن اصل عدالت را مى‌پذيرد ولى نه به عنوان اين كه هدف نهايى است و يا اين كه عدالت مقدمه است براى اين كه انسان در دنيا خوش زندگى كند بلكه از ديدگاه قرآن آرامش و خوشى زندگى، تنها در ياد خدا بودن است.
«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «١» آگاه باشيد كه قلبها فقط با ياد خدا آرام مى‌گيرد.
پس عدالت اجتماعى مرتبه‌اى خوبى از مراتب تكاملى بشر است امّا سرمنزل نهايى، شناخت كامل خداوند و بندگى او و به ياد او بودن است.
علل تجديد نبوتها با اين كه نبوت يك جريان متصل الهى است و پيام خدا يعنى دين هم، يك حقيقت بيشتر نيست. علل تجديد نبوتها مى‌تواند امور زير باشد:
١- بشر قديم در اثر عدم رشد و عدم بلوغ فكرى، قادر به حفظ كتاب آسمانى خود