نبوت از ديدگاه قرآن و روايات

نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦١

و چون پيامبران از ناحيه خودشان آنچه در توان دارند، در راه بندگى خدا مايه مى‌گذارند و كوتاهى نمى‌كنند، آن جا هم كه نياز به كمكهاى زيادى دارند، خدا زياد كمكشان مى‌كند؛ مانند كمكى كه خداوند به حضرت يوسف (ع) كرد و با نشان دادن برهانش، او را از دامى كه زليخا برايش فراهم ساخته بود، نجات داد. و حضرت يوسف لياقت آن كمك را داشت و به گونه‌اى هم هست كه وقتى برهان پروردگار را مى‌بيند از آن استفاده مى‌كند و ديگر حتى قصد گناه هم نمى‌كند. پس امدادهاى غيبى از پيامبران سلب اختيار نمى‌كند. «١» ٢- چرا معصومان اقرار به گناه مى‌كرده‌اند؟
پاسخ: اول اينكه اقرار آنان به گناه از اين نظر بوده كه ايشان براى خود وظايفى فوق وظايف ديگران قايل بودند و بلكه هر گونه توجّهى به غيرمعبود و محبوب را گناهى بزرگ مى‌شمردند؛ از اين رو در مقام عذرخواهى و استغفار بر مى‌آمدند.
دوّم اينكه واژه گناه كاربرد وسيعترى دارد كه شامل «ترك اولى» هم مى‌شود و انجام دادن چنين امورى منافات با عصمت ندارد. منظور از عصمت انبيا، مصونيّت ايشان از هر نوع مخالفت و ترك واجبات و ارتكاب محرمات است، نه مصون بودن از هر كارى كه بتوان آن را بوجهى گناه ناميد.
توضيح اين كه محبت، لوازم و آداب خاصى دارد؛ اقتضاى محبت اين است كه محب، كمال انقياد را نسبت به محبوب داشته باشد، تمام توجهش به او باشد و از او غفلت نكند و همّش اين باشد كه ببيند خواسته محبوبش چيست، آن را انجام دهد. از اين رو، اگر اولياى خدا لحظه‌اى از خدا غفلت مى‌كردند و توجهشان به غيرخدا معطوف مى‌گشت، آن را براى خود «گناه» تلقى مى‌كردند و در مقام استغفار بر مى‌آمدند. البته همه انبيا و اوليا در يك مقام و منزلت نيستند؛ داراى مراتب مختلفى هستند كه هر كدامشان مى‌تواند گناهى متناسب با مقامش داشته باشد؛ ممكن است كارى براى كسى كه در يك مرتبه هست گناه نباشد ولى براى نبى يا ولىّ كه بالاتر از آن مرتبه هست، گناه‌