نبوت از ديدگاه قرآن و روايات

نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٠

«وَ ما ارْسَلْنا فى قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ الَّا قالَ مُتْرَفُوها انَّا بِما ارْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ» «١» در هيچ قريه‌اى بيم‌دهنده‌اى نفرستاديم جز اين كه عياشها و خوشگذرانهاى آن گفتند: ما به مكتب و آيين شما كافريم.
هميشه عده‌اى از محرومان جامعه به انبيا ايمان مى‌آوردند و آنان را در مبارزه با سردمداران كفر و فساد يارى مى‌كردند. آيا زورمداران دين را عليه خود اختراع كردند؟! آيا سفارش على (ع) جزو دين نيست كه مى‌فرمايد:
«كُونُوا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً» «٢» (خطاب به امام حسن و امام حسين (ع)) دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد.
ياوه‌تر از سخن ماركس، سخن نيچه است؛ زيرا لازمه‌اش اين است كه جامعه بشرى آن گاه در مسير تكامل قرار مى‌گيرد كه قانون جنگل بر جامعه حكمفرما باشد و هر كس قويتر بود، پايين‌تر از خودش را پايمال كند.
پس بايد گفت پيامبران نقش مثبتى در تكامل جامعه‌هاى بشرى داشته و مذهب هميشه پشتوانه محكم ارزشهاى اخلاقى و اجتماعى بوده است و اين نقش مثبت در گذشته و حال بوده و در آينده نيز خواهد بود؛ زيرا جامعه انسانى هميشه براى تكامل خود، به دين و تعليمات انبيا نياز دارد. «٣»