نبوت از ديدگاه قرآن و روايات

نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٩

پس اين حشره از طريق غريزه به وظايف خود آشناست كه مى‌شود آن را قسمى از وحى تكوينى به شمار آورد.
٣- الهام قلبى؛ مانند:
«وَ أَوْحَيْنا الى‌ امِّ مُوسى‌ أَنْ ارْضِعيهِ» «١» به مادر موسى وحى (الهام) كرديم كه نوزاد خود را شير ده.
٤- وسوسه‌هاى شيطانى؛ مانند:
«وَ انَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ الى‌ اوْلِيائِهِمْ» «٢» شياطين به دوستان خود مطالبى را القا مى‌كنند.
٥- ارتباط پيامبران با پروردگار و دريافت حقايق و دستوراتى از مبدأ جهان كه عاليترين درجه وحى، و مورد بحث ما است و اين وحى بر اساس نيازى است كه نوع بشر به هدايت الهى دارد. پيامبران به منزله دستگاه گيرنده‌اى هستند كه در پيكره بشريّت كار گذاشته شده‌اند و آنان افراد برگزيده‌اى هستند كه صلاحيت دريافت اين نوع آگاهى را از جهان غيب دارند و اين صلاحيت را خدا مى‌داند و بس.
«اللَّهُ اعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ» «٣» خدا داناتر است كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد. «٤» وحى، يك دستگاه گيرنده مرموز رابطه وحى از نقاط اسرارآميز زندگى پيامبران است و ما نمى‌توانيم تصور كنيم كه اين رابطه به چه كيفيت بوده است و چاره‌اى نداريم جز اين كه به وجود چنين رابطه اسرارآميزى ميان پيامبران و مبدأ عالم، اعتراف كنيم. گواه آن، همان آثارى است كه در وجود پيامبران و تعاليم آنها ديده مى‌شود. وحى را مى‌توانيم يك دستگاه گيرنده مرموز