نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٠
برخورد خوبى با او نداشتند و آيه نوعى عتاب براى آنهاست.
آيه دوم هم در مورد عدهاى از منافقان و افراد كمايمان است كه دنبال بهانه مىگشتند تا در جهاد شركت نكنند و براى اين كه روپوشى روى كارشان بگذارند و به معترضين بگويند ما از خود پيامبر اجازه گرفتيم، به نزد حضرت آمدند و از حضرت اذن خواستند كه در جهاد شركت نكنند؛ حضرت هم آنها را مىشناخت و براى اين كه ظاهر حفظ شده باشد، اذن داد كه شما مجازيد بمانيد و اين نهايت عطوفت پيامبر بود كه از يك سو نمىخواست پرده از روى اسرار مردم برداشته شود و از سوى ديگر موجب تجرّى ديگران نشود و آيه بيان مدحى بصورت عتاب است و اين طور نبوده كه مصلحت دين اقتضا مىكرده كه پيامبر به آنها اذن ماندن ندهد بلكه به قرينه آيات بعدى، خدا مىخواست اينها در جنگ نباشند، چون لياقتش را نداشتند.
«وَ لَوْ خَرَجُوا فيكُمْ ما زادُوكُمْ الَّا خَبالًا» «١» و اگر آنان در ميان شما (براى جهاد) خارج مىشدند، جز فساد و نگرانى (در ميان مردم) چيزى زياد نمىكردند.
بله از باب به در گفتن تا ديوار بشنود، آيه در مقام عتاب منافقان و افراد كم ايمانى است كه اجازه ماندن در شهر را خواسته بودند امّا نسبت به پيامبر، نهايت لطف و مدح است. «٢»