نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٧
معلول فقط از اين علّت پديد مىآيد. البته بطور كلى سنخيت بين علت و معلول درست است امّا عقل بدون كمك از تجربه نمىتواند علّت منحصر يك پديدهاى را بشناسد و شناختن علل خاص اشيا بطور معمول (نه از راه غيب) به وسيله تجربه حاصل مىشود و تجربه هيچگاه نمىتواند علّت منحصر يك پديدهاى را در تمام زمانها و مكانها اثبات كند، چون تجربه بشر محدود است؛ هزارها مورد را هم كه تجربه كنيم، باز عقل مىگويد:
ممكن است اين معلول از راه ديگرى هم حاصل شود كه ما نمىدانيم. شايد هزارها سال بشر فكر مىكرد كه حرارت جز از آتش حاصل نمىشود ولى امروزه راههاى ديگرى براى پديدآمدن حرارت به دست آمده است؛ بسيارى از فعل و انفعالات شيميايى موجب پيدايش حرارت مىشود؛ در اثر حركت، حرارت به وجود مىآيد و شايد علل ديگرى هم باشند كه ما نمىدانيم. حال اگر مردمى خيال مىكردند، علّت منحصر اين پديده شئ خاصّى است، آيا وقتى علّت جديدى براى آن پيدا شد، معنايش اين است كه قانون عليت نقض شده است؟ قانون عليت مىگفت معلول بدون علّت نمىشود امّا آن علّت چه هست، آن را نشان نمىدهد. و وقتى علّت جديدى كشف شد، مىفهميم كه علّت منحصر نبوده و قابل جانشين است.
پس اگر ما پذيرفتيم كه بهبودى مريض هميشه از راه خوردن دوا حاصل نمىشود و يك راه ديگر هم هست، اين نقض قانون عليّت نيست بلكه علّت جديدى كشف شده است. اين علّت جديد داراى اقسامى است: يك وقت علّت مادى است مثل كشفيات علمى روز و گاهى علّت غيرمادّى است و قابل تحصيل و انسانهايى آن را به دست آوردهاند؛ مثل قدرتهاى نفسانى كه مرتاضان پيدا مىكنند؛ آن هم علّتى است براى پيدايش يك پديدهاى در جهان مادّه ولى خود علّت، امر مادّى نيست بلكه امر نفسانى است، امّا ممكن است كسانى از راه تعليم و تعلّم آن را به دست آورند و به كار گيرند. اين هم نقض قانون عليت نيست بلكه كشف علّت جديدى است منتهى علّت غيرمادّى براى پديدههاى مادّى. و گاهى بالاتر از همه يك علّت معنويى است كه قابل تحصيل و تعليم و تعلّم نبوده و موهبتى الهى است. آن هم يك علّت غيرمادى است براى پديدههاى مادّى و قابل تحصيل نيست. پس پذيرفتن معجزه نقض قانون عليت نيست بلكه پذيرفتن علّتى