نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
است تا هيچ گمراهى ادعا نكند اگر پيامبرى او را هدايت و راهنمايى مىكرد، ايمان مىآورد. «١» ٢- متذكّر شدن غافلان:
با اينكه خداشناسى و خداپرستى امرى فطرى است، امّا گاهى در اثر اهتمام برخى از مردم به امور مادى و غلبه گرايشهاى حيوانى بر ايشان، مورد غفلت و فراموشى قرار مىگيرد و اين غفلت در اثر عواملى در جامعه عموميت پيدا مىكند. با تعاليم انبيا مردم از غفلت بيرون آمده و آنچه را كه فراموش كردهاند، به يادشان مىآيد. تعبيراتى كه در قرآن (سوره انبياء، آيه ٤٨ و سوره نحل، آيه ٤٤) در مورد قرآن و ديگر كتابهاى آسمانى و پيامبر به عنوان ذكر، ذكرى، تذكره و مذكّر آمده است، ناظر به اين جهت است.
٣- بيدارى گرايشهاى خفته:
گاهى انسان چيزى را مىداند و حتّى ممكن است توجه هم داشته باشد امّا انگيزه عمل ندارد و بايد در او انگيزه حركت به سوى عمل ايجاد شود. انبيا به عنوان «مبشر و منذر» انگيزه در مردم به وجود مىآورند و گرايشهاى خفته را بيدار مىكنند. توضيح اين كه روح انسان دو دستگاه دارد: دستگاه بينش و دستگاه گرايش. هر انسانى از عذاب مىترسد ولى در عمل چنين تأثيرى در مردم ديده نمىشود، پيامبران با توضيح عذابهاى اخروى و نعمتهاى بهشتى، گرايشها را به فعليت مىرسانند.
٤- رهبرى جامعه به سوى كمال:
انبيا در صورت فراهمبودن شرايط لازم، رهبرى اجتماعى، سياسى و قضايى مردم را به عهده مىگيرند و بديهى است كه رهبر معصوم، يكى از بزرگترين نعمتهاى الهى براى جامعه مىباشد و به وسيله او جلو بسيارى از نابسامانيهاى اجتماعى گرفته مىشود و جامعه از اختلاف و پراكندگى و كجروى نجات مىيابد و به سوى كمال مطلوب رهبرى مىگردد.