نبوت از ديدگاه قرآن و روايات - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩
انسانها كامل نخواهد شد، پس براى نسلهاى آينده نمىتوانيم ضرورت نبوت را اثبات كنيم. امّا از راه دوّم كه محدوديت بُرد ادراكات انسانى را تحليل و اثبات كرديم، مىتوانيم قاطعانه بگوييم كه بشر هيچگاه از وحى مستغنى نبوده و نخواهد بود.
حضرت رضا (ع) ضمن بيان ناتوانى ادراكات بشر از تشخيص مصالح و مفاسدش، چنين فرموده است:
«اگر كسى بگويد چرا شناخت پيامبران و اقرار به نبوّت آنان و اعتراف به اطاعت آنها واجب است؟ گفته مىشود: چون در خلقت و قواى انسانها جهاز كافى براى رسيدن به كمال نبود (نسبت به شناخت راه تحصيل مصالح دنيا و آخرتشان ناتوانند) و (از طرف ديگر) خدا هم بالاتر از آن است كه ديده شود و ضعف و ناتوانى بشر از ادراك او آشكار است (هر كس نمىتواند بطور مستقيم دستورات لازم را از خداوند بگيرد) چارهاى جز ارسال رسولى معصوم ميان خدا و بندگان نبود تا امر و نهى و آداب الهى را به آنان برساند و بر آنچه كه جلب منافع و دفع ضررشان مىنمايد، واقف سازد؛ چه آن كه در خلقت آنان چيزى كه به وسيله آن مايحتاجشان از منافع و ضررشان را بشناسند، وجود ندارد. پس اگر بر مردم (پس از ضرورت ارسال رسل) شناخت پيامبر و اطاعت از او لازم نبود، درآمدن پيامبر براى آنان سودى وجود نداشت و رفع حاجتى نمىشد و در نتيجه آمدن پيامبر، كارى بيهوده و بدون مصلحت و نفع بود و كار بيهوده از خداوند حكيمى كه- آفرينش- همه چيز را محكم و استوار كرده به دور است. «١»» فوائد بعثت انبياء ١- تمام شدن حجت:
«رُسُلًا مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» «٢» پيامبرانى بشارتدهنده و بيمدهنده (فرستاديم) تا براى مردم عليه خداوند حجّتى بعد از (آمدن) پيامبران نباشد.
در قرآن تصريح شده كه فايده بعثت پيامبران، تمام شدن حجت خداوند بر مردم